{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نوشتم بی" تـو" غمگینم

نوشتم بی" تـو" غمگینم
نوشتم بی" تـو" افسرده
مرا با این صفت ها هم
تجسم کردی و رفتی ....!!!
نوشتم بعد" تـو" شبها
دل من ماندِه و غمها
"تـو" با غمهای این شبها
تفاهم کردی و رفتی ....!
شنیدی عشق در قلبم
عمیق و بی نهایت بود؟؟
گمانم بر دل کوچک
ترحم کردی و رفتی ...!
نوشتم بین صد واژه
مرا پیدا کن و برگرد ...
میان شعرها اما ...
مرا گم کردی و رفتی...!!
دیدگاه ها (۱)

وقـتی از چـشمِ کـسی بیُــفتی ،مثلِ یــک قـــطره اشک . . .دیگ...

خدایا!دلمان را به تو می سپاریمدلی که همچون یک دفتر پر است از...

بچــه کـــه باشــی ،از نقــاشیـاتـــم مــی تــونـنبه روحیـــ...

مردم این شهردردی دارند ابدی...اسمش را گذاشته اند"یـــار"هم د...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

سناریو ساسونارو🩸 «ماه و خورشید: افسانه‌ی خون و اشک» ☀️فصل دو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط