{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت۱۸
(فلش بک وقتی که خونه جین بودن)
(ویو یونگی)
بچه ها داشتن حرف میزدن که یهو نامجون اومد کنارم
نامی:یونگی پاشو بیا کارت دارم
یونگی:باشه
رفتم داخل یکی از اتاقا که نامجون گفت
نامی:تو نمی خوای به جیمین اعتراف کنی
یونگی: نامجون من که گفتم ازش پرسیدم گفت یکی دیگه رو دوست داره
نامی:حالا از کجا میدونی اون تو نباشی
یونگی:نام گفتم که اگه دوسم داشت چرا تا الان نگفته بود
نامی:خوب شاید میترسه ردش کنی
یونگی:رد نمی کردم
نامی:اون که نمیدونه
یونگی:حالا میگی چیکار کنم
نامی:امشب موقع برگشتن بگو تو جیمین رو می رسونی
یونگی:اگه بگه نمیخوام چی
نامی:نمیگه مطمئنم
یونگی:خوب باشه و اگه رد کرد تو مقصری
نامی:خیل خوب
(پایان فلش بک)
جیمین رو رسوندم در خونه ش
یونگی:رسیدیم
جیم:ممنون
در رو باز کرد که گفت
جیم:یونگی
یونگی:بل.....
چی من دارم درست میبینم اون الان داره من رو میبوسه
(ویو جیمین)
دیگه طاقت نیوردم لباش رو بوسیدم
دیدم داره همراهی نمی کنه
درست فکر کردم اون منو دوست نداره
جدا شدم خواستم برم که با گرفته شدنم بین دستاش بهش نگاه کردم
که دیدم داره با نیشخند نگام میکنه
خجالت کشیدم و خاستم برم که گفت
یونگی:معنی این کارت چی بود جوجه
جیم:چ....چی جوجه
یونگی:جواب منو بده
جیم:خب من من دوست دارم یونگی
یونگی:دوسم داری؟
جیم:میدونم تو دوسم نداری
یونگی:چی باعث شد همچین فکری بکونی جوجه من عاشقتم
جیم:چی
یونگی:دوست دارم
جیم:...........
دیدگاه ها (۸)

الن مثلا چی گزارش کردن داشت؟نه صفحه ای داره نه هیچی

پارت۱۹جیم:یعنی عشقم یک طرفه نبودهیونگی: معلومه که نه جیم:پس ...

پارت۱۷(ویو کوک)با حس گرمی چیزی رو صورتم چشمام رو باز کردمکه ...

پارت۱۶جرعتم رو جمع کردم و گفتمته: کوککوک:بلهته :میشه یک چی ب...

عشق کصشر هستش ریدم تو عشق کاش اون روز باهات آشنا نمی شدم کاش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط