{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به خونم زد رقم تا با قلم شد آشنا دستش

به خونم زد رقم تا با قلم شد آشنا دستش

پری رویی که میبردم به مکتب من کتابش را..

#صائب_تبریزی
دیدگاه ها (۳)

قاصدان را یک قلم نومید کردن خوب نیست... نامه ی ما پاره کردن ...

هیچ میگویی اسیری داشتم حالش چه شد؟!خستهٔ من نیمه جانی داشت ا...

قلب خون آلود من؛ باد صبا؛ دست رقیبمو به مو گیسوی او دارد گرف...

آغوش من به نام تو باشد...گناه نیستدر اختیار تام تو باشد ...گ...

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:39+خوبم عزیزم تیر که نخوردم.....

وقتی هم معلمت هست و هم دوست پسرت امتحانت رو خراب میکنی باهات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط