{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به خونم زد رقم تا با قلم شد آشنا دستش

به خونم زد رقم تا با قلم شد آشنا دستش

پری رویی که میبردم به مکتب من کتابش را..

#صائب_تبریزی
دیدگاه ها (۳)

قاصدان را یک قلم نومید کردن خوب نیست... نامه ی ما پاره کردن ...

هیچ میگویی اسیری داشتم حالش چه شد؟!خستهٔ من نیمه جانی داشت ا...

قلب خون آلود من؛ باد صبا؛ دست رقیبمو به مو گیسوی او دارد گرف...

آغوش من به نام تو باشد...گناه نیستدر اختیار تام تو باشد ...گ...

#اشتباه.یک.پری #پارت2 --------------------------------------...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط