{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آغوش من به نام تو باشد...گناه نیست

آغوش من به نام تو باشد...گناه نیست
در اختیار تام تو باشد ...گناه نیست

نزدیک تر بیا ، نفسم را احاطه کن
لب روی لب ، به کام تو باشد...گناه نیست

از عطر ناب پیرهنت مست کن مرا
مستی چو من ، که رام تو باشد ...گناه نیست

وقتی مرا به اسم صدا میکنی تو.... وااااای
احساس در کلام تو باشد....گناه نیست

امشب برای خال لبت ،فکر چاره باش
پرواز سمت دام تو باشد....گناه نیست

دیدگاه ها (۴)

قلب خون آلود من؛ باد صبا؛ دست رقیبمو به مو گیسوی او دارد گرف...

به خونم زد رقم تا با قلم شد آشنا دستشپری رویی که میبردم به م...

دنیای عجیبی داریم! یک نفرحتما باید رفته باشدتا دوستش داشته ب...

هیچوقت یکی را با همه ی وجودت دوست نداشته باش !یک تکه از خودت...

بی تو این دیده کجا میل به دیدن داردقصه ی عشق مگر بی تو شنیدن...

ارغوان شاخه همخون جدا ماندهٔ منآسمان تو چه رنگ است امروز؟آفت...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط