{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هنوزا مثال پِشْـتِه روی اسم تو حسودم

هنوزا مثال پِشْـتِه روی اسم تو حسودم
مه از غصه نبودت ، مردِ شعرِ شهر بودم

مردِ شعرِ شهر بودم ، آتش ادکشی وجودم
آماده رفتن از ایجا ، فرق اینین دیر و زودُم
دیدگاه ها (۱)

روانشناسیقرار نیست که همه آدم ها شما را درک کنند.آنها حق دار...

صبح‌ها را لبخندی بچسبانید گوشه لبتان! دلیلش مهم نیست. اصلا ن...

شبگَرد کوچه گَرد شهر اِمشو دِلی مسافِرِنپر غصه و دردِن دِلی ...

چه ولوله ای می کنند!بر خطوط حامل انتظار من،نت های گام تو:-می...

«دنیا خیلی بی‌رحمه بابا… آدم‌ها برای رفتن آماده می‌شن، اما م...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 193♡⁠。⁠)⁩هق هق ...

پارت سوم و آخر | اسم تونزدیک ساعت هفت عصر بود که تهیونگ و ما...

🖤 پارت بیست‌وچهارم | خانه‌ی قدیمیلانا و جونگکوک جلوی خانه‌ی ...

🕷️ ᴘᴀʀᴛ 2 | مرد عنکبوتی سیاهکه یهو....تَق!صدای برخورد چیزی ب...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 136♡⁠。⁠)⁩همه وج...

#سه_و_سه_دقیقه𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²²ویو لیلی ___دو هفته گذ...

𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐏𝐀𝐂𝐓Part 5چند ثانیه...فقط سکوت.هان بدون اینکه نگاهش را...

سکوت 🖤🥀𓆩 پــارت بیست‌وششم 𓆪 🖤🥀تاریکی همه‌جا را گرفته بود.ـ «...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط