{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دنبال سکه می گردم

دنبال سکه می گردم
می خواهم به گذشته ها زنگ بزنم
به روزهای خوب
به دل های بزرگ
به پدر پیرم
به جوانی مادرم
به کودکی که کوچه ها را خاطره کرد
می خواهم زنگ بزنم
به دوچرخه ی خسته ام
به مسیر مدرسه ام
که خنده های مرا فراموش کرده
به نیمکت های پر از یادگاری مهر
به سفره ی وصله خورده ی خالی از نان
به زمستانی که با زمین قهر نبود
به چراغ نفتی رنگ و رو رفته ای
که همه ی ما را
با عشق دور هم جمع می کرد
می دانم آن خاطره ها از آن محل
کوچ کرده اند
می دانم هیچ سکه ای
در هیچ گوشی تلفنی
دیگر مرا به آن روزها وصل نخواهد کرد...
دیدگاه ها (۱)

جا داره یه سلامی هم بکنیم به اونایی که کل زندگیشون رو گذاشتن...

بوی غربت می دهم اما غریبه نیستم گرچه می دانم ک در غریبی زیست...

danielle campbell

chloe moretz

خودمون یه جاییم دلمون یه جافکرمون هزار جا !

قراری داشتی دیرینه با معبود، می‌دانمصدایت کرد جدت احمد محمود...

می‌خواهم رویای سیب‌ها را بخوابمپا پس بکشم از همهمه‌ی گورستان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط