{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی هوا،ناگاه...

بی هوا،ناگاه...
چشم در چشم تو می دوزم...
عشق را فریاد خواهم زد...
بار دیگر چشمهایم برتو می افتد...
اتفاقی ساده می افتد...
...
باز هم در فکر تو هستم..
باز هم قلبت را میخوانم...
لیک
آوایی نمی اید..
رفته ای تو...
باز هم بی من....
...
دیدگاه ها (۱)

دختری که معنای حقیقی عشق و زندگی رو به دوست پسرش یاد داد و ب...

خورشید، اتاق نیمه تاریکم را، اندک اندک روشن میکند... تاریکی...

صبحِ یک روز بهاری است...مثل تمام دیگر صبح ها شیرین و دلچسب.....

صدای هیاهوی بچه های همسایه دیگر نمی آید..اما صدای اذان را می...

صد بار ز برگشت تو نا گشت امیدماما چه ثمر باز به سمت تو دویدم...

گفتاما در شبی این گونه گنگهیچ آوایی نمی آید به گوشگفتمشاما د...

چه آرزوی قشنگی است زندگی با توتویی دلیل نفس های خسته ام یا ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط