{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جوانی با دوچرخه اش با پیرزنی برخورد کرد

جوانی با دوچرخه اش با پیرزنی برخورد کرد
.
.
.
.
.
.
.
و به جای اینکه از او عذرخواهی کند و کمکش کند تا از جایش بلندشود، شروع به خندیدن و مسخره کردن او نمود؛
سپس راهش را کشید و رفت! پیرزن صدایش زد و گفت: چیزی از تو افتاده است.
جوان به سرعت برگشت وشروع به جستجونمود؛ پیرزن به او گفت: زیاد نگرد؛
مروت و مردانگی ات به زمین افتاد و هرگز آن را نخواهی یافت...


"زندگی اگر خالی از ادب و احساس و احترام و اخلاق باشد، هیچ ارزشی ندارد"
زندگی حکایت قدیمی کوهستان است!
صدا می کنی و می شنوی؛
پس به نیکی صدا کن، تا به نیکی به تو پاسخ دهد ...
دیدگاه ها (۱۳)

مهربان باش ، اما...از آدمهای پرتوقع فاصله بگیرمقیاست را ب...

شکسپیر می‌گوید: من همیشه خوشحالم، می‌دانید چرا؟ برای اینکه ا...

...

متــن قشـنـــگــــیه♥بخونینش حتما!!!!یاد بگیر و یادت نره... ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط