{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من از دلبستگی ها تا توانستم ، ضرر دادم

من از دلبستگی ها تا توانستم ، ضرر دادم
گَهی سر را به دل بخشیدم و گَه دل به سر دادم

کمی آزرده از اینم که آخر دیر فهمیدم
که من ساده سر بیهودگی عمرم هدر دادم

خطر کردم و گفتم «دوستت دارم» ، چه شد آخر
تمام جان و روحم را برای یک خطر دادم

درون قصه های خود ز من یک جمله بنویسید
قضای هر نمازم را به یک غمزه نظر دادم

تمنا کردنم بیهوده اما شکر باید کرد
پر وبال خودم بشکست و او را بال و پر دادم

هنر کردم که اشعاری سرودم؟؟شک ندارم من
که من تاوان عشقم را به عنوان هنر دادم

همه گفتند که عاشق نشو ، دیوانگی کردم
من از دیوانگی در شعر های خود خبر دادم

درخت زرد پاییزم که دل اینگونه با من کرد
تمام برگ هایم ریخت تا برگ و ثمر دادم...!!!
دیدگاه ها (۲۱)

تــو آییـنه بِـه خُـودَمـ گُـفـتـَم... نـگـَـران ن...

محبت هایت را شمردم !درست بود اما این عشقت را پس بگیر ، گوشه ...

امان از روزے کہ دوزارے✖هم پیش خودش فک کنہ تراولہ✖هــــــــــ...

دشمن امن من

سناریو ساسونارو🩸 «ماه و خورشید: افسانه‌ی خون و اشک» ☀️فصل سو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط