امروز
امروز
یک سال و
دو ماه و
شش روز
از جداییمان گذشت..
نه صبر کن نگذشت...
نفس بند اورد
تباه کرد
دق داد
تا گذشت
برای تو نمی دانم
ولی من تمام این مدت درگیراین اشتباه بزرگ بودم..
بین خودمان باشد..
عجبیب زندگی ام را به فنا کشیدی لعنتی
من که هیچ ،نگران این دل هستم
که دیگر دلش،به هیچ بودنی خوش نیست
کاش کمی اسم مردانگی ات را اثبات می کردی
کاش ویران نمیکردی وساده بگذری
بگذریم ...
مثل این سال
مثل این ماهها و روزها
که برای من هیچوقت نگذشتند...
امضا من(یه دختر که دلش جز مرگ هیچی نمی خواد)
یک سال و
دو ماه و
شش روز
از جداییمان گذشت..
نه صبر کن نگذشت...
نفس بند اورد
تباه کرد
دق داد
تا گذشت
برای تو نمی دانم
ولی من تمام این مدت درگیراین اشتباه بزرگ بودم..
بین خودمان باشد..
عجبیب زندگی ام را به فنا کشیدی لعنتی
من که هیچ ،نگران این دل هستم
که دیگر دلش،به هیچ بودنی خوش نیست
کاش کمی اسم مردانگی ات را اثبات می کردی
کاش ویران نمیکردی وساده بگذری
بگذریم ...
مثل این سال
مثل این ماهها و روزها
که برای من هیچوقت نگذشتند...
امضا من(یه دختر که دلش جز مرگ هیچی نمی خواد)
- ۲.۴k
- ۱۱ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط