{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بله چاووشی عزیز بهش فکر کردن عجب حالی داره

بله چاووشی عزیز بهش فکر کردن عجب حالی داره...

#دلانه🌱



مدتی‌ست بیخیال زندگی می‌کنم!
صبح که از خواب بیدار می‌شوم میز صبحانه را چیده‌ای و به بهانه‌ی سرد شدن از لیوان من چای می‌نوشی! وقتی دارم آرایش چشمانت را پاک می‌کنم دکمه‌های پیراهنم را می‌بندی و هنگامی که می‌خواهم خانه را ترک کنم  دل دل می‌کنی و می‌گویی" زودتر برگرد "!
عصرها که به خانه می‌آیم بی‌هیچ حرفی در آغوشم می‌گیری... وقتی به خودمان می‌آییم غذایت ته گرفته است!
در سکوت شام می‌خوریم و بعد از جمع کردن میز ،زیر نور ماه می‌نشینیم به تماشای آسمان که شاید شهاب سنگی راهش را گم کرده باشد. شهاب سنگ که بهانه است، می‌خواهی از زیر زبانم شعر بکشی بیرون! بوی قهوه‌ی دم کشیده که در فضا می‌پیچد یعنی وقت تاریک کردن خانه و تماشای فیلم رسیده است! آخرِ شب هم موزیک مورد علاقه‌ات را می‌گذاری تا به شانه کشیدن موهایت مشغول شوم، تا شعری که از صبح انتظارش را کشیده‌ای، تحویل نگاهت دهم، که از آینه دارد دست و پای چشمانم را به هم گره می‌زند...!
هنگام خواب هم، قول مسافرت آخر هفته به جنگل‌های سیسنگان را گرفته‌ای و می‌ماند تهدید آخر! که حق ندارم جز تو خواب کسی را ببینم!
می‌بینی که...
این روزها خیلی بی خیال زندگی می‌کنم!
هیچ کدام این‌ها نه خیال است نه توهم!
که از واقعیت هم واقعیت‌تر است!
من از #نبودن‌ات به بودن‌ات رسیده‌ام😊
و از نداشتن‌ات به داشتن‌ات مبتلا شده‌ام...
آنقدر نبوده‌ای که حالا آنگونه که من می‌خواهم هستی! آنگونه که می‌خواهم دوستم داری!
این روزها بی‌خیال‌ام
بی‌خیال و پر از واقعیت!
پر از عاشقانه‌هایِ آرام...👌🏼


#علی_سلطانی
#همانقدر_که_نمی‌دانی
#من_او_را_دوست_داشتم
#فانتزی_های_یک_ذهن_مشوش


#Setareh_baroon
#Hamisheh_sabz
#Mistress_of_the_Moon
دیدگاه ها (۰)

حال غريبي دارممثل زني كه همسرش رافرداي روز عروسي اش به جنگ ب...

در آخرین خطِ نامه‌اش به او نوشت:«و آن‌قدر حرف نزدی که همه‌چی...

دوباره ابر می‌رسد به خانه ی خراب مندوباره گریه میکند کسی میا...

{یا هادی ع..}

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط