{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میخواهم از خود بگریزم بروم خیلی دور مثلا بروم در سیبری

می‌خواهم از خود بگریزم بروم خیلی دور، مثلا بروم در سیبری، در خانه های چوبین زیر درخت‌های کاج، آسمان خاکستری، برف، برف انبوه، بروم زندگانی خودم را از سر بگیرم ...


#نیازمندیها 😉



دیگر همانند گذشته #دلتنگت نمی شوم
حتی دیگر گاه به گاه گریه هم نمی کنم

در تمام جملاتی که نام #طـو در آنها جاریست ، چشمانم پُر نمی شود
تقویم روزهای نیامدنت را هم دور
انداخته ام

کمی خسته ام ، کمی شکسته
کمی هم نبودنت مرا تیره کرده است
اینکه چطور دوباره خوب خواهم شد را
هنوز یاد نگرفته ام

تنها خوبم هایی روی زبانم چسبانده ام
مضطربم؛
فراموش کردن تو علیرغم اینکه میلیون‌ها
بار به حافظه ام سر می زنم
و نمی توانم چهره ات را به خاطر بیاورم ،
من را می ترساند...😊



#عین_شین_قاف



#Setareh_baroon
#Hamisheh_sabz
#Mistress_of_the_Moon
دیدگاه ها (۰)

ما مثل فیلم های دفاع مقدسمون جنگیدیم و مقاومت کردیم.ولی شما ...

± سانتاگ یک عمر دنبال کسی گشت که بتواند با او حرف بزند. چون ...

گفت: چه زمانی همدیگر را خواهیم دید؟گفتم: بعد از جنگ!گفت: جنگ...

ماناست بر پرچم ماکلمه ی «الله»...🇮🇷#جمهوری_اسلامی_ایران سپاه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط