{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفت: این رو بهش میگن کهیر عصبی!

گفت: این رو بهش میگن کهیر عصبی!
از اون مرضاییه که احتمالا اواخر عمر تجربه میشه...
وقتی تموم ذهنت و فکرت درگیر آخرت و نماز و روزه های قضات بوده اما یهو یه دعوای خانوادگی میاد وسط و بووووومببببب...
صبح که بعد از سر درد شدید بچه ها با تعجب گفتند چرا اینقدر جوش زدی، اولش جدی نگرفتم...
اما بعد دیدم ای دل غافل...
همه صورتم پر از دونه و گرگرفته و ملتهب شده...
بعد دیدم تموم بدنم پخش شده...
فاطمه می‌گفت ما میگیم برون ریزی...
وقتی تو اونقدر ذهنت شفاف بشه در مسیر درمان که بتونه موقع درد بروز و ظهور پیدا کنه نشونه خوییه‌..
من اما این نشونه رو دوست ندارم...
من دلم گرفته...
کاش میفهمیدی
دیدگاه ها (۵)

اومدم بعد شیفت شب بخوابم. بعد اینکه کابوس های چند روزه کمتر ...

مهسا پیام داد. پیامی که بغض و اشک از واژه واژه اش می‌چکید. ج...

پرستار اورژانس ساعت ۳ نصف شب زنگ زده و میگه فلان تست رو داری...

پرسید: چطوری؟!گفتم: خوبم، خداروشکر...و اشک از گوشه چشمام جار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط