گفت این رو بهش میگن کهیر عصبی
گفت: این رو بهش میگن کهیر عصبی!
از اون مرضاییه که احتمالا اواخر عمر تجربه میشه...
وقتی تموم ذهنت و فکرت درگیر آخرت و نماز و روزه های قضات بوده اما یهو یه دعوای خانوادگی میاد وسط و بووووومببببب...
صبح که بعد از سر درد شدید بچه ها با تعجب گفتند چرا اینقدر جوش زدی، اولش جدی نگرفتم...
اما بعد دیدم ای دل غافل...
همه صورتم پر از دونه و گرگرفته و ملتهب شده...
بعد دیدم تموم بدنم پخش شده...
فاطمه میگفت ما میگیم برون ریزی...
وقتی تو اونقدر ذهنت شفاف بشه در مسیر درمان که بتونه موقع درد بروز و ظهور پیدا کنه نشونه خوییه..
من اما این نشونه رو دوست ندارم...
من دلم گرفته...
کاش میفهمیدی
از اون مرضاییه که احتمالا اواخر عمر تجربه میشه...
وقتی تموم ذهنت و فکرت درگیر آخرت و نماز و روزه های قضات بوده اما یهو یه دعوای خانوادگی میاد وسط و بووووومببببب...
صبح که بعد از سر درد شدید بچه ها با تعجب گفتند چرا اینقدر جوش زدی، اولش جدی نگرفتم...
اما بعد دیدم ای دل غافل...
همه صورتم پر از دونه و گرگرفته و ملتهب شده...
بعد دیدم تموم بدنم پخش شده...
فاطمه میگفت ما میگیم برون ریزی...
وقتی تو اونقدر ذهنت شفاف بشه در مسیر درمان که بتونه موقع درد بروز و ظهور پیدا کنه نشونه خوییه..
من اما این نشونه رو دوست ندارم...
من دلم گرفته...
کاش میفهمیدی
- ۱۸۲
- ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط