{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد

به خداحافظیِ تلخ تو سوگند نشد
که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد

بی قرار توئم و در دل تنگم گله هاست
آه بی تاب شدن، عادت کم حوصله هاست

با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر
هیچ کس، هیچ کس اینجا به تو مانند نشد

هر کسی در دل من جایِ خودش را دارد
جانشین تو در این سینه، «خداوند» نشد

خاطرات تو و دنیای مرا سوزاندند
تا فراموش شود یادِ تو، هر چند نشد

من دهان باز نکردم که نرنجی از من
مثل زخمی که لبش باز به لبخند نشد

بی قرار توئم و در دل تنگم گله هاست
آه بی تاب شدن، عادت کم حوصله هاست

#فاضل_نظری#عاشقانه_ها
دیدگاه ها (۱)

ناصحم گفت که جز غم چه هنر دارد عشق گفتم ای خواجه غافل چه هنر...

چشم در راهم به روی بام ایوانی که نیستچتر دل وا کرده ام در زی...

ما دو تا دلداده اما من ، کمی دلداده تر...غصه دارد بی گمان...

+ ترسیده‌ای؟- از که؟+ از جهان؟ - من جهانت+ از گرسنگی؟- من گن...

به خداحافظی تلخ تو سوگند نشدکه تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نش...

☆ازدواج اجباری☆P♡28__*ویو سومی**با شنیدن صدای در بلند شدم و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط