{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه کلاهی به سرم رفت ، کبوتر بودم

چه کلاهی به سرم رفت ، کبوتر بودم

یک نفر آمد و با شعبده خرگوشم کرد

#کاظم_بهمنی
دیدگاه ها (۱)

دلتنگینام دیگر این روزهاستوقتیاز این همه رهگذریکیتو نیستی!!#...

صبح روزیپشت در می آید و من نیستمقصه ی دنیابه سر می آید و من ...

یعنی واقعا خودت بودی...آن کسی که طاقت نداشت خم به ابروهایم ب...

تو گذر کردنت ازباغ انارآسان بود دلِ خونینِ من اما چه ترک ها ...

.داود بن فرقد می‌گوید:من در خانه حضرت صادق علیه السلام نشسته...

فرود اضطراری بالگرد آمریکایی در دریای عرب؛ یک خدمه مفقود و ۳...

ستاره پوش مخملی خواهش اجباری از زبان آنتونی part44

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط