وقتی که گرمِ روضۀ عباس باشی
وقتی که گرمِ روضۀ عباس باشی
باید به فکرِ گردشِ دستاس باشی
باروضه هایِ فاطمه وقتی عَجینی
که بی قرارِ روضۀ اُمُّ البنینی
عبّاس دردِ دست وُ بازو را کشیده
عبّاس طعمِ زخمِ پهلو را چشیده
عبّاس می داند به جایِ دیدۀ تار ...
باید بگیری دست را بررویِ دیوار
امّاچه می گویم ابوفاضل ندارد
دستی که جایِ دیدۀ پُرخون گُذارد
وقتی که باصورت زمین افتاد سقّا
بی شک وُّ شبهه ناله زَد اِی وای زهرا
بررویِ خاکِ چادریِّ مادرَش خُفت
زهرا که آمد علقمه اَدرِک اَخا گفت
بانالۀ اَدرِک اَخا ازخیمه ها شاه
اُفتان وُخیزان آمد وُ ذکرِ لَبَش آه
آهِ عجیبِ شاه صحرا را گرفته
انگار شَط هَم بویِ زهرا راگرفته
خون از نگاهِ ساقیِّ لب تشنه شدپاک
آمد نِدا از آسمان ازسویِ افلاک
تاروزِمحشر پرچمِ عبّاس بالاست
اُمُّ البنین عبّاسِ تو فرزندِ زهراست
باید به فکرِ گردشِ دستاس باشی
باروضه هایِ فاطمه وقتی عَجینی
که بی قرارِ روضۀ اُمُّ البنینی
عبّاس دردِ دست وُ بازو را کشیده
عبّاس طعمِ زخمِ پهلو را چشیده
عبّاس می داند به جایِ دیدۀ تار ...
باید بگیری دست را بررویِ دیوار
امّاچه می گویم ابوفاضل ندارد
دستی که جایِ دیدۀ پُرخون گُذارد
وقتی که باصورت زمین افتاد سقّا
بی شک وُّ شبهه ناله زَد اِی وای زهرا
بررویِ خاکِ چادریِّ مادرَش خُفت
زهرا که آمد علقمه اَدرِک اَخا گفت
بانالۀ اَدرِک اَخا ازخیمه ها شاه
اُفتان وُخیزان آمد وُ ذکرِ لَبَش آه
آهِ عجیبِ شاه صحرا را گرفته
انگار شَط هَم بویِ زهرا راگرفته
خون از نگاهِ ساقیِّ لب تشنه شدپاک
آمد نِدا از آسمان ازسویِ افلاک
تاروزِمحشر پرچمِ عبّاس بالاست
اُمُّ البنین عبّاسِ تو فرزندِ زهراست
- ۳۱۱
- ۲۱ تیر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط