#Blond
#Blond
پارت ۹
Writer pov:
÷هی شما سه تا مغز فندقی
+بله هیونگ زشت
÷این حرفتو نادیده میگیرم
&بله هیونگ بگو میخواستی یه چیزی بگی
÷اینقدر زر میزنید آدم یادش میره حرفش ایش
حین موهاشو از تو چشماش کنار زد و گفت
÷میگم پاشید یه کم برقصیم اگه میخواستیم بشینیم و حرف نزنیم همون بهتر نمیومدیم
&راس میگه
×خیله خب
هرسه نفر پاشدن و نزدیک سکوی رفتن کنار کسایی دیگه ایی که میرقصیدن
صدای اهنگ بیشتر شد و شروع کردن به تکون دادن خودشون با ریتم اهنگ
صدای جیغ و هورا میومد
زوج ها باهمدیگه میرقصیدن
دستا دور کمر و گردن بود (زوج هارو میگم😂)
تو ریتم اهنگ غرق شدن
هرکدومشون تو حال خودشون بودن
نیمه مست بودن
همینطور که خوشحال بودن و میرقصیدن که یهو دست یکی رو کمر تهیونگ نشست
دو نفر دیگه هم به جیمین و جین نزدیک شدن و خودشون رو بهشون چسبوندن
(شخصیت های فرعی رو با * نشون میدم)
*نظرت درمورد یک شبه خوب چیه؟هوم؟
+ازم دور شو عوضی
*زبونتم که درازه اشکال نداره خودم برات کوتاش میکنم بیبی
×بهش دست نزن هوس باز بی خاصیت
یکی از مردا تهیونگو به خودش چسبوند و لب زد
*او او کجا بیبی من با شما کار دارم
ته سعی داشت خودشو از بغلش بکشه بیرون که با انداخته شدن رو دوشش ترسیده و عصبانی لب زد
×ولم کن عوضی منو بزار پایین
جین که سعی داشت خودشو از تو بغل پسر دربیاره گفت
÷کثافت ولم کن ته!
از اون ور جیهوپ داشت جیمینو از بغل مرد میکشید بیرون لب زد
&عوضی ولش کن
جیمین با پا زد تو بین پای مرد و گفت
+تا تو باشی به من دست نزنی
مرد که رو زانو هاش بخاطر درد پایین تنش افتاده بود غرید
*هرز-
با صدای تیر همه ی جمعیت جیغی کشیدن و از اون جا دور شدن
خشکشون زده بود
_لقب خودتو برای آدم با ارزشی مثل ایشون استفاده نکن
/دستتو از روش بردار
نامجون غرید
÷تو-
*به تو چه ربطی داره
انگاری از جونش سیر شده بود
/نشونت میدم چه ربطی به من داره
تفنگشو به سمتش نشونه گرفت و .بوم.
مرد با داد به زمین افتاد
پاش تیر خورده بود
جین که تا همون لحظه ترسیده و خشکش زده بود با نزدیک شدن مزد بهش قدمی عقب رفت
÷نز-نزدیک نشو!
/شش آروم باش خیله خب؟ تموم شد
÷ته-تهیونگ!
جیم میخواست به سمتی که مرد تهیونگ رو برده بود برا که نامجون دستاشو دور کمرش حلقه کرد و گرفتش
/نگران نباش حالش خوبه
_هی حالت خوبه؟
جیمین نگاهشو بهش دوخت و گفت
+آره ممنون
&جیمین حالت خوبه؟!!
جیهوپ صورت جیمین رو گرفت و سرتاپاشو چک کرد
+خوبم هیونگ فقط-
تهیونگ!
+تهیونگ-تهیونگ کجاست؟؟
_حالش خوبه نگران نباش
جیمین نگاهش بهش خورد و با عصبانیت نزدیکش شد و یقه ی شوگا رو تو دستش گرفت و غرید
+تهیونگ کجاست عوضی
شوگا با نگاهی خمار شده دستاشو تو دستش گرفت و خم شد توی صورتش و لب زد
_نگرانش نباش کیوتی اونم الاناس که بیاد
Tea pov :
مرد که هنوز تهیونگ رو دوشش بود و به تقلا های تهیونگ بی توجه بود با قرار گرفتن مردی جلوش از حرکت وایساد
×ولم کن عوضی-اشغال!
*ساکت باش
مرد اسپنکی بهش زد که این از چشم جونگکوک دور نموند
=انگاری دستت به تنت زیادی کرده
ته با صدایی که شنید از حرکت وایساد
اون -همون پسره بود
*چی؟؟
=بزارش زمین
*اگه نزارم؟
کوک خنده ای عصبی کرد
تفنگشو بالا اورد و سمتش گرفت
=حالا چی؟
مرد که ترسیده بود سری تکون داد و ته رو زمین گذاشت
ته به محض زمین گذاشته شدنش دستشو مشت کرد و خابوند تو دهن مرد
مرد با داد به زمین افتاد
×عوضی!
همینکه دستش به کمر خورد ناله ی خفه ایی کرد.
لباسشو بالا زد
جای انگشتای اون مرد بود
کوک به محض دیدن همچین صحنه ایی
شلیک کرد به دست مرد
=این بخاطر کبود کردن پوست نرمش
دومین شلیک
=این واسه بلند کردنش
سومین شلیک
=این واسه لمس کردنش
پارت ۹
Writer pov:
÷هی شما سه تا مغز فندقی
+بله هیونگ زشت
÷این حرفتو نادیده میگیرم
&بله هیونگ بگو میخواستی یه چیزی بگی
÷اینقدر زر میزنید آدم یادش میره حرفش ایش
حین موهاشو از تو چشماش کنار زد و گفت
÷میگم پاشید یه کم برقصیم اگه میخواستیم بشینیم و حرف نزنیم همون بهتر نمیومدیم
&راس میگه
×خیله خب
هرسه نفر پاشدن و نزدیک سکوی رفتن کنار کسایی دیگه ایی که میرقصیدن
صدای اهنگ بیشتر شد و شروع کردن به تکون دادن خودشون با ریتم اهنگ
صدای جیغ و هورا میومد
زوج ها باهمدیگه میرقصیدن
دستا دور کمر و گردن بود (زوج هارو میگم😂)
تو ریتم اهنگ غرق شدن
هرکدومشون تو حال خودشون بودن
نیمه مست بودن
همینطور که خوشحال بودن و میرقصیدن که یهو دست یکی رو کمر تهیونگ نشست
دو نفر دیگه هم به جیمین و جین نزدیک شدن و خودشون رو بهشون چسبوندن
(شخصیت های فرعی رو با * نشون میدم)
*نظرت درمورد یک شبه خوب چیه؟هوم؟
+ازم دور شو عوضی
*زبونتم که درازه اشکال نداره خودم برات کوتاش میکنم بیبی
×بهش دست نزن هوس باز بی خاصیت
یکی از مردا تهیونگو به خودش چسبوند و لب زد
*او او کجا بیبی من با شما کار دارم
ته سعی داشت خودشو از بغلش بکشه بیرون که با انداخته شدن رو دوشش ترسیده و عصبانی لب زد
×ولم کن عوضی منو بزار پایین
جین که سعی داشت خودشو از تو بغل پسر دربیاره گفت
÷کثافت ولم کن ته!
از اون ور جیهوپ داشت جیمینو از بغل مرد میکشید بیرون لب زد
&عوضی ولش کن
جیمین با پا زد تو بین پای مرد و گفت
+تا تو باشی به من دست نزنی
مرد که رو زانو هاش بخاطر درد پایین تنش افتاده بود غرید
*هرز-
با صدای تیر همه ی جمعیت جیغی کشیدن و از اون جا دور شدن
خشکشون زده بود
_لقب خودتو برای آدم با ارزشی مثل ایشون استفاده نکن
/دستتو از روش بردار
نامجون غرید
÷تو-
*به تو چه ربطی داره
انگاری از جونش سیر شده بود
/نشونت میدم چه ربطی به من داره
تفنگشو به سمتش نشونه گرفت و .بوم.
مرد با داد به زمین افتاد
پاش تیر خورده بود
جین که تا همون لحظه ترسیده و خشکش زده بود با نزدیک شدن مزد بهش قدمی عقب رفت
÷نز-نزدیک نشو!
/شش آروم باش خیله خب؟ تموم شد
÷ته-تهیونگ!
جیم میخواست به سمتی که مرد تهیونگ رو برده بود برا که نامجون دستاشو دور کمرش حلقه کرد و گرفتش
/نگران نباش حالش خوبه
_هی حالت خوبه؟
جیمین نگاهشو بهش دوخت و گفت
+آره ممنون
&جیمین حالت خوبه؟!!
جیهوپ صورت جیمین رو گرفت و سرتاپاشو چک کرد
+خوبم هیونگ فقط-
تهیونگ!
+تهیونگ-تهیونگ کجاست؟؟
_حالش خوبه نگران نباش
جیمین نگاهش بهش خورد و با عصبانیت نزدیکش شد و یقه ی شوگا رو تو دستش گرفت و غرید
+تهیونگ کجاست عوضی
شوگا با نگاهی خمار شده دستاشو تو دستش گرفت و خم شد توی صورتش و لب زد
_نگرانش نباش کیوتی اونم الاناس که بیاد
Tea pov :
مرد که هنوز تهیونگ رو دوشش بود و به تقلا های تهیونگ بی توجه بود با قرار گرفتن مردی جلوش از حرکت وایساد
×ولم کن عوضی-اشغال!
*ساکت باش
مرد اسپنکی بهش زد که این از چشم جونگکوک دور نموند
=انگاری دستت به تنت زیادی کرده
ته با صدایی که شنید از حرکت وایساد
اون -همون پسره بود
*چی؟؟
=بزارش زمین
*اگه نزارم؟
کوک خنده ای عصبی کرد
تفنگشو بالا اورد و سمتش گرفت
=حالا چی؟
مرد که ترسیده بود سری تکون داد و ته رو زمین گذاشت
ته به محض زمین گذاشته شدنش دستشو مشت کرد و خابوند تو دهن مرد
مرد با داد به زمین افتاد
×عوضی!
همینکه دستش به کمر خورد ناله ی خفه ایی کرد.
لباسشو بالا زد
جای انگشتای اون مرد بود
کوک به محض دیدن همچین صحنه ایی
شلیک کرد به دست مرد
=این بخاطر کبود کردن پوست نرمش
دومین شلیک
=این واسه بلند کردنش
سومین شلیک
=این واسه لمس کردنش
- ۳۷۱
- ۰۴ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط