پارت
پارت 16
ویو کوک
بردمش بالا تو اتاقه خودم و گذاشتمش رو تخت و از اونجایی که خیلی کار های باند بهم فشار آورده بود رفتم و یه دوش 20 مینی گرفتم .
پرش به زمانی که کوک از حمام بیرون اومد
همون طور که حوله دوره کمرم بود رفتم سمته کمد و یه ست مشکی راحتی برداشتم و پوشیدم .
عضله هام قصد جر دادن تیشرت رو داشتن و همین باعث میشد که لباس تو تنم چند درجه زیبا تر دیده بشه .
میخواستم موهام رو سشوار بکشم اما نمی خواستم ا / ت رو بیدار کنم پس بیخیالش شدم و رفتم رو تخت کنار ا / ت خوابیدم .
موهاش بوی بهشت میداد ولی از همه بیشتر لباش من رو وسوسه میکرد .
نمیدونم چند دقیقه گذشت ولی طولی نکشید که به آغوش خواب رفتم .
ویو ا / ت فردا صبح
صبح ساعت 6/30 بود که یواش یواش چشمام رو داشتم باز میکردم .
رو تخت نیم خیز شدم و نگاهی به این ور اون ور انداختم که چشمم به کوک خورد .
نمیدونم چرا این بشر حتی تو خواب هم اینقدر جذاب و کیوته .
بی اختیار سمتش رفتم و گونش رو بوسیدم
( منی که اینجا تو کونم عروسیههه😂😂)
که با باز شدن چشماش ازش جدا شدم .
کوک : خیلی جذابم نه؟
لپام عینه توت فرنگی سرخ شده بود که با کشیده شدنه دستم از سمته کوک هول شدم.
فقط چند سانت صورت هامون با هم فاصله داشت .
ضربانه قلبم بیشتر از همیشه سریع می تپید که مطمئنم کوک متوجهش شد .
کوک : ( پوزخند )
سرم رو نزدیکه خودش کرد و روی گونه هام بوسه ای کاشت .
با کاری که کرد عینه چوب خشکم زد .
کوک : تلافی کردم . ولی مطمئن باش دفعه بعد درد ناک تره ( منحرف بشید دارم میگم بشیدااا🤣)
ادامه در پارت ۱۷
ویو کوک
بردمش بالا تو اتاقه خودم و گذاشتمش رو تخت و از اونجایی که خیلی کار های باند بهم فشار آورده بود رفتم و یه دوش 20 مینی گرفتم .
پرش به زمانی که کوک از حمام بیرون اومد
همون طور که حوله دوره کمرم بود رفتم سمته کمد و یه ست مشکی راحتی برداشتم و پوشیدم .
عضله هام قصد جر دادن تیشرت رو داشتن و همین باعث میشد که لباس تو تنم چند درجه زیبا تر دیده بشه .
میخواستم موهام رو سشوار بکشم اما نمی خواستم ا / ت رو بیدار کنم پس بیخیالش شدم و رفتم رو تخت کنار ا / ت خوابیدم .
موهاش بوی بهشت میداد ولی از همه بیشتر لباش من رو وسوسه میکرد .
نمیدونم چند دقیقه گذشت ولی طولی نکشید که به آغوش خواب رفتم .
ویو ا / ت فردا صبح
صبح ساعت 6/30 بود که یواش یواش چشمام رو داشتم باز میکردم .
رو تخت نیم خیز شدم و نگاهی به این ور اون ور انداختم که چشمم به کوک خورد .
نمیدونم چرا این بشر حتی تو خواب هم اینقدر جذاب و کیوته .
بی اختیار سمتش رفتم و گونش رو بوسیدم
( منی که اینجا تو کونم عروسیههه😂😂)
که با باز شدن چشماش ازش جدا شدم .
کوک : خیلی جذابم نه؟
لپام عینه توت فرنگی سرخ شده بود که با کشیده شدنه دستم از سمته کوک هول شدم.
فقط چند سانت صورت هامون با هم فاصله داشت .
ضربانه قلبم بیشتر از همیشه سریع می تپید که مطمئنم کوک متوجهش شد .
کوک : ( پوزخند )
سرم رو نزدیکه خودش کرد و روی گونه هام بوسه ای کاشت .
با کاری که کرد عینه چوب خشکم زد .
کوک : تلافی کردم . ولی مطمئن باش دفعه بعد درد ناک تره ( منحرف بشید دارم میگم بشیدااا🤣)
ادامه در پارت ۱۷
- ۵.۱k
- ۱۷ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط