{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صبح که بیدارشدم نفسم بند آمده بود.....

صبح که بیدارشدم نفسم بند آمده بود.....
دیشب باتوتمام کوچه های شهر را دویده بودم...

#عرفان_کارچانی
دیدگاه ها (۱۶)

دو فصل است تقویم دلتنگی ام................خزانی که هست و بها...

ازروزِ من وبختِ من ای دوست چه پرسی.بی رویِ تو و مویِ تو این ...

شبتون خوش.........................................ماه خوابید...

وه چه نیروی شگفت انگیزیست.............دست هایی که به هم پیوس...

سخت ترین لحظه اون لحظه ای هست که میگه دوست ندارم دیگه نمیخام...

غمگین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط