بالهای چشمم را گشودهام به رویِ آسمان آبی عشقت و دستانم را کشیدهام به رویِ صورتِ خیالت در کنارم نیستی،، دوری،،،خیلی دور،،،ولی با جان و دلم دویدهام در کوچه کوچههای تنگ و تاریکِ تنهاییام،،، تا به تو برسم تا دست عشق تو را بگیرم و به رویِ قلبم بگذارم شاید کمی آرام بگیرد...