زیر نور ماه 🎑
زیر نور ماه 🎑
part : 14
(علامت ها : (کوک +)( گندم-)(تهیونگ&)
ویو جونگ کوک :
اخ امروز چقدر خسته کنده بود .
دیلینگ دیلینگ ( صدای زن گوشی کوک شما دیگه ایفون تصور کنید 😂.)
گندم ؟
چیکار داره این وقت روز؟
پرش زمانی به بعد تماس
من باید سریع برم خونهههه لباس عوض کنم گل بگیرم یوهو چقدر کار .
+: ورواید هنساممممم.
علامت جین:(#)
# : مردتیکه چته صورتم بخواطرت چوروک افتاد .
+: ماشینو اماده کن به بقیه هم بگو همه فردا مرخصین .
#: چیه ؟
+: هیچی بدو من یه عالمه کار دارم.
وقته سر و کله زدن با تو یکی رو ندارم .
#: هی عوضی امشب قرار بود با بچه ها بریم بار .
+: قرار سر جاشه .
#: جونگ کوک منو نگاه کن .
+: داداش من میگم وقت ندارم بعد تو میگی نگات کنم ؟؟؟
#: نخیرم به اندازه ی نگاه فرصت که داری !
+: بیا بیا شلوارمو به سرم کردی . ( نگاه به چشمای جین )
#: بچه هااااا امشب کوک با یه همراه میادددد.
+: کثافت ساکت باش همه رو خبر دار کردی !
#: دیدی دیدی بلخره. رئیس میمون ما هم با یکی جور شد .
+: فعلا بای ورواید هنسام 👋🏻.
( پرش زمانی به زمان قرار کوک و گندم )
ویو نویسنده:
جونگ کوک رفت خونه و دسته گل زیبایش را برداشت و راهی کافه شد . وقتی رسید گندم هنوز نرسیده بود و این برای جونگ کوک یه برد حساب میشد .
«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»
خب برادران گرامی پاشید جمع کنید برید سرغ یک پیج دیگه اگر هستید شام در خدمتیم 😂
بچه ها شرط نداریم ولی حمایت کنید دیگههههه .
part : 14
(علامت ها : (کوک +)( گندم-)(تهیونگ&)
ویو جونگ کوک :
اخ امروز چقدر خسته کنده بود .
دیلینگ دیلینگ ( صدای زن گوشی کوک شما دیگه ایفون تصور کنید 😂.)
گندم ؟
چیکار داره این وقت روز؟
پرش زمانی به بعد تماس
من باید سریع برم خونهههه لباس عوض کنم گل بگیرم یوهو چقدر کار .
+: ورواید هنساممممم.
علامت جین:(#)
# : مردتیکه چته صورتم بخواطرت چوروک افتاد .
+: ماشینو اماده کن به بقیه هم بگو همه فردا مرخصین .
#: چیه ؟
+: هیچی بدو من یه عالمه کار دارم.
وقته سر و کله زدن با تو یکی رو ندارم .
#: هی عوضی امشب قرار بود با بچه ها بریم بار .
+: قرار سر جاشه .
#: جونگ کوک منو نگاه کن .
+: داداش من میگم وقت ندارم بعد تو میگی نگات کنم ؟؟؟
#: نخیرم به اندازه ی نگاه فرصت که داری !
+: بیا بیا شلوارمو به سرم کردی . ( نگاه به چشمای جین )
#: بچه هااااا امشب کوک با یه همراه میادددد.
+: کثافت ساکت باش همه رو خبر دار کردی !
#: دیدی دیدی بلخره. رئیس میمون ما هم با یکی جور شد .
+: فعلا بای ورواید هنسام 👋🏻.
( پرش زمانی به زمان قرار کوک و گندم )
ویو نویسنده:
جونگ کوک رفت خونه و دسته گل زیبایش را برداشت و راهی کافه شد . وقتی رسید گندم هنوز نرسیده بود و این برای جونگ کوک یه برد حساب میشد .
«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»
خب برادران گرامی پاشید جمع کنید برید سرغ یک پیج دیگه اگر هستید شام در خدمتیم 😂
بچه ها شرط نداریم ولی حمایت کنید دیگههههه .
- ۶۷۱
- ۳۰ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط