{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
تو را توصیف میکردم که مَردم مرحبا گفتند
پس از هر بیتِ شعرم آفرین را ،بار ها گفتند
همه وا حیرتا گفتند ، اما من نفهمیدم
که اینها را به چشمان شما  یا شعر ما گفتند
من از اقلیم چشمان سیاهت شِکوِه میکردم
ولی آنها  به من  از خوبیِ آب و هوا  گفتند
من از تاریخ تو، فتح الفتوحات تو میگفتم
برایم  بی خَرد ها  از تن  و جغرافیا گفتند
من از درگیریت با روسری یک بیت آوردم
ولی آنها هزاران قصه از این ماجرا گفتند
منِ بیچاره یک قرن است سکاندار این عشقم
شگفتا  آخر طوفان شما را ناخدا گفتند
من از شالوده این عشق و استحکام آن گفتم
درِ گوشِ تو اما حیف تنها  از نما گفتند
مرا خواندند پر جور و جفا در آخر شعرم
توئه نامهربان را مهربان و با صفا گفتند
پس از پایان بیتِ آخرم تقدیر شد از شعر
ولی از قصد،نام ما دو تا را جابجا  گفتند
🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 🌹 🌹 🌻 🌻 🌻 🌻 🌹 🌹 🌻 🌻 🌻
دیدگاه ها (۲)

باز تابستانه ی آن تن کبابم کرده استتشنه ام، شهریور لبهات آبم...

تو که کوتاه و طلایی بکنی موها رامنِ شاعر به چه تشبیه کنم یلد...

این چه جمالست و ناز کز تو در ایام تستوین چه کمالست باز کز شر...

از همینجا به مامانم میگم با اینکه همیشه بچه های مردم بهترن،و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط