{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازی با دنیا

بازی با دنیا

به ما گفتند باید بازی کنید.
گفتیم با کی؟ گفتند با دنیا.
تا خواستیم بپرسیم بازی چی ؟
سوت اغاز بازی رو زدن, فقط فهمیدم خدا تو تیم ماست.
بازی شروع شد و دنیا پشت سر هم به ما گل میزد ولی نمیدونم چرا هر وقت به نتیجه نگاه میکردم, امتیازها برابر بود.
تو همین فکر بودم که خدا زد به پشتم, خندید و گفت:
نگران نباش تو وقت اضافه میبریم حالا بازی کن! گفتم اخه چطوری ؟
بازم خندید و گفت: خیلی ساده فقط پاس بده به من, باقیش با من. ...
پس الهی به امید تو
دیدگاه ها (۲)

گـاهـی اوقـات . . .هـمـه چـیـز دسـت بـه دسـتِ هـم مـیـدنتـا ...

از پل نامردان عبور نکن...بگذار آب تو را ببرد...ازترس شیر به ...

بعضی آدم ها را نمیشود داشتفقط میشود یک جور خاصی دوستشان داشت...

زندگی کردن با مردم این دنیا همچون دویدن در گله اسب است...تا ...

نام: قرارداد نفرتPart:¹³چند دقیقه بعد...در اتاق آرام باز شد....

سناریو چند پارتی بلولاااک

فیک : بین راندها

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط