{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ¹

پارت ¹
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
به دنیا اومدن سوزوکی ،
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
بارون آروم روی شیشه‌های بیمارستان می‌خورد و صداش تو اتاق می‌پیچید.

ناگهان صدای گریه نوزاد بین اون همه صدای تق تق بارون در اومد .

پرستار : مبارکه .. بچتون دختره و سلامت

مادر، با چشمای خسته ولی پر از اشک، نوزاد کوچولو رو بغل کرد.

مادر : اسمش....*کمی فکر کرد * سوزوکیه

نوزاد آروم چشم‌هاش رو باز کرد. موهای قهوه‌ای روشنش زیر نور اتاق برق می‌زد و یه تیکه موی آبی خیلی کم‌رنگ بین موهاش دیده می‌شد ، از همون روز اول معلوم بود که در اینده بسیار شیطونه

مادر لبخند زد و آروم پیشونیش رو بوسید.

مادر سوزوکی : قول میدم مواظبت باشم ...

اما پشت در اتاق...

پدرش با اخم به دیوار تکیه داده بود.

نه لبخندی زد...
فقط و فقط نفرت

اون روز، برای یه نفر شروع قشنگی بود.

و برای یه نفر دیگه...

فقط شروع یه زندگی تلخ.


پایان این پارت شرط پارت بعد ؟ نمیزارم چون بچه خوبین
دیدگاه ها (۰)

موتور سوزوکی 🛐🛐🛐

عام اینم چشمای سوزوکی حال ندارم خودشو بکشم

عاشقانه ای در دهه ۵۰پارت ۳۸ ویو راوی املیا وارد دستشویی شد و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط