پارت
پارت ۲
حمایت کنین
عشقی از روی نفرت
ویو :ا.ت
خب منم از منشی شدن بدم نمیومد.
هوا تاریک بود
به ساعت نگاه کردم ساعت ۶:۳۰.اوه اوه یعنی من انقدر بیرون بودم؟؟ رفتم خونه . خسته و کوفته لباسام رو عوض کردم و با اشتیاق نشستم رو مبل و کیف کولیم که بیرون دستم بود رو برداشتم و از داخلش برگه رو
درآوردم و به شماره زیرش نگاه کردم.قبل از هر کاری زنگ زدم به رز
مکالمه بین رز و ا.ت:
+سلام عشقم
/سلام .خوبی ؟چیشده؟
+ممنون ، تو خوبی؟هیچی نگران نباش
/ممنون منم خوبم، پس چرا زنگ زدی؟
+آهان. راستی میخواستم بگم یه آگهی کار داخل یه شرکت دیدم به نظرت برم؟
/چه کاری؟
+منشی
/خوبه ولی چه شرکتی
+شرکت ....
/خوبه ولی بزار اول راجبش تحقیق کنم، بعدش زنگ بزن برا کار باشه؟بای بای
+اها اوکی.بای بای
منتظر پارت بعدی باشین😉
حمایت کنین
عشقی از روی نفرت
ویو :ا.ت
خب منم از منشی شدن بدم نمیومد.
هوا تاریک بود
به ساعت نگاه کردم ساعت ۶:۳۰.اوه اوه یعنی من انقدر بیرون بودم؟؟ رفتم خونه . خسته و کوفته لباسام رو عوض کردم و با اشتیاق نشستم رو مبل و کیف کولیم که بیرون دستم بود رو برداشتم و از داخلش برگه رو
درآوردم و به شماره زیرش نگاه کردم.قبل از هر کاری زنگ زدم به رز
مکالمه بین رز و ا.ت:
+سلام عشقم
/سلام .خوبی ؟چیشده؟
+ممنون ، تو خوبی؟هیچی نگران نباش
/ممنون منم خوبم، پس چرا زنگ زدی؟
+آهان. راستی میخواستم بگم یه آگهی کار داخل یه شرکت دیدم به نظرت برم؟
/چه کاری؟
+منشی
/خوبه ولی چه شرکتی
+شرکت ....
/خوبه ولی بزار اول راجبش تحقیق کنم، بعدش زنگ بزن برا کار باشه؟بای بای
+اها اوکی.بای بای
منتظر پارت بعدی باشین😉
- ۳.۶k
- ۰۳ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط