در عجبم ، بر کار اين بندگان خدا ، که .....
در عجبم ، بر کار اين بندگان خدا ، که .....
هر کدام به سازي و طربي ميرقصند ....
يکي را سازي از دروغ و ريا بر دست ....
ديگري را سازي گرفته از دل و به مهرباني مينوازد ....
اما دريغ ....
ساز دروغ و ريا نت آهنگش گوش فلک را کر ، کرده است .....
امروز به آني زند و فردا به ايني زنند ....
سازي ، که به دستان اهلش نباشد ....
کاش شکسته باشد ....
خدايا ....
تنها ساز به دستان اهلش بسپار ....
تا بنوازند به مهر و صفا ....
نه به دروغ و ريا ....
N....
هر کدام به سازي و طربي ميرقصند ....
يکي را سازي از دروغ و ريا بر دست ....
ديگري را سازي گرفته از دل و به مهرباني مينوازد ....
اما دريغ ....
ساز دروغ و ريا نت آهنگش گوش فلک را کر ، کرده است .....
امروز به آني زند و فردا به ايني زنند ....
سازي ، که به دستان اهلش نباشد ....
کاش شکسته باشد ....
خدايا ....
تنها ساز به دستان اهلش بسپار ....
تا بنوازند به مهر و صفا ....
نه به دروغ و ريا ....
N....
- ۲۵۴
- ۲۵ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط