{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی تو مهتاب شبی، کوچه مرا آه کشید

بی تو مهتاب شبی، کوچه مرا آه کشید
روی دیوار ه ی دل عکس تو را ماه کشید

شانه بر شانه ی تو برد مرا سمت غزل
کوچه تا آخر شب در غزلم آه کشید

کوچه سنگ صبور دل ناسور من است
ماه من، ناز تو را در دل این چاه کشید

قصه ی مهر و وفا گفتم وگفتی که نگو ؛
دست تقدیر مرا تا تو به اکراه کشید
دیدگاه ها (۵)

ﺑﻮﻡ ﻧﻘﺎﺷﯽ ﻣﻦ ﺑﯽ ﺍﺣﺴﺎﺱﺩﺳﺘﻬﺎﯾﻢ ﺧﺴﺘﻪﻗﻠﻤﻢ ﺑﯽ ﺣﺮﮐﺖﺭﻧﮕﻬﺎﯾﻢ ﺧﺎﻟﯽﺁﻩ ...

بسوزدخانه ات ای عشق ، تو با دلها چه ها کردییکی را کرده ای چو...

سوگند به آن حس غریبانه ی چشمت بی یاد تو هرگز سخن آغاز نکردم ...

ای زمانه من از این گردش تو سیر شدمبس که آزرده شدم خسته و دلگ...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ³¹جونگکوک از اسکله دور شد....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط