{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند پارتی از لینو وقتی مافیا بود و تو خدمتکارش بودی و ا

چند پارتی از لینو: (وقتی مافیا بود و تو خدمتکارش بودی و اون......) p2


(۸:۰۰ عصر)

+: سلام خانم لی خسته نباشید
م.ل(مخفف مادر لینو): مرسی ازت لطفا یه آبمیوه برام آماده کن
+: چشم
پ.ل: برای منم همینطور -جدی
+: چشم
بعد اینکه هردوشون لباس مناسب پوشیدن اومدن حال و خدمتکارا ازشون پذیرایی کردن
م.ل: مینهو کجاست؟
پ.ل: حتما سرش شلوغه
م.ل: ربطی نداره اون همیشه میومد...مینهو... پسرم بیا پایین
+: عام....خب قربان
ات: ترسیده-
لینو: پدر لطفا بعد کارتون بیاید پیشم -عصبانی
پ.ل: چی؟
+: نگران-
م.ل: چبشده؟
همه: سکوت-

(چند ساعت بعد)

پ.ل: یعنی چی؟
لینو: بقیه هدمتکاراربهش نگفته بودم که نباید بیاد دفترم...
پ.ل: دختره جایی جار بزنه کارمون تمومه امشب میکشیش فهمیدی
لینو: چشم
ات: به نظرت چی میگن؟
+: هیس، هیچی نگو همینطوری بدبخت شدیم
همه خوابیده بودم و بعد از صحبت لی مینهو و پدرش هیچ اتفاقی نیفتاد....همه رفتن بخوابن منم رفتم تو اتاقم که کلا از همه جدا بود(سرایداری)...ساعتای یکو خورده ای بود و من خوابم نمی‌رفت و برای خودم تو فکر و خیال بودم
ات: چرا باید اسم من تو لیست ها باشه؟
همینطوری به سقف زل زده بودم و فکر میکردی که سیاهی....
.
.
.
.
.
دیدگاه ها (۲)

چند پارتی از لینو: (وقتی مافیا بود و تو خدمتکارش بودی و اون....

چند پارتی از لینو: (وقتی مافیا بود و تو خدمتکارش بودی و اون....

چند پارتی از چان: (وقتی اون.....)p4 اخرات: م..من..-سکوت-.......

ات دختری بود که کور رنگی داشت و خب به این متفاوت بودن عادت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط