پارت
#پارت_۷
چشاتو براش چپ کردیو میخاستی بری که دستتو گرفت و گفت: ا.تتت تو چته مگه من چیکارت کردم؟
ا.ت: تچ.. میگه چرا. هی جناب هوانگ تا نظرتو عوض نکنی همینه که هست
هیونجین: ولی...(حرفشو قطع کردی)
ا.ت: بقیش به من ربطی نداره خود دانی. بعدم رفتی بالا تا آماده بشی.
هیونجین: هوفف دختر از دست تو
ویو ا.ت
یه دوش ۱۰ مینی گرفتم و لباسامو پوشیدمو موهامو شونه کردمو بستمش. ضد آفتابمو زدمو رفتم بیرون
ا.ت: پاشین بریم
جونگین: ا.ت جنی چیزی هستی چقد زود آماده شدی
ا.ت: خب مگه چیه
چانگبین: وایسا ببینم. ا.ت... تو آرایش نمیکنی؟
ا.ت: خب نه زیادم دوس ندارم فقد یه ضد آفتاب میزنم همین بسه
چانگبین: ا.ت تو دختری؟
ا.ت: هرجور راحتی فک کن. بعدشم من خودمم خشگلم😌(خود پسند)
چانگبین: بله درسته .
ا.ت: خب پاشین ببینم تنبلا دیرمون میشه هاا
لینو: خب اول میریم کیک سفارش بدیم
ا.ت: باشه بریم دیگه
لینو: هوی ا.ت همه با ماشین من اومدن
ا.ت: آها پس سه نفرتون با من بیاین چهار نفر دیگه هم باتو. خب فیلیکس و هان و جونگین شماها بامن بیاین
لینو: بقیه هم با من
ا.ت: خب بریم دیگه. درو ببندینا. تو با جونگینو هانو فیلیکس سریع رفتی.
لینو با خودش گفت: خیلی عجیبه ا.ت همیشه هیونم با خودش میبرد ایندفعه چیشد یهو. بگذریم. خب خب بریم دیگه.
*پرش زمانی_ بعد از سفارش کیک*
ا.ت: خب خب لینوی هیونگ الان کجا بریم؟
لینو: مگه سوال داره بریم لباس بخریم. سوار شین بریم
*رسیدین*
ا.ت: خب ازون جایی که هیچ چیزی از برند و لباسای دخترونه نمیدونم شما برام انتخاب کنین.
لینو: پس تو بشین و منتظر باش
ا.ت: باشه
بعد از کلی گشتن، هیونجین یه لباس انتخاب کرد ولی خودش برات نیاورد داد به لینو تا برات بیاره و به لینو هم گفت که بگه اون انتخاب کرده.
لینو: نه تو یکاری کردیا به من نمیگی
هیونجین: حرف نزن فقد کارتو بکن
لینو اومد پیشت.
لینو: ا.ت
ا.ت: چیه؟
لینو: بیا اینو پرو کن ببینم.
ا.ت: باش
رفتی اتاق پرو. لباسو پوشیدی و موهاتو باز کردی و با خودت گفتی: ببینم با موهای باز چجوریه
رفتی بیرون و روبه اعضا گفتی: چطور شدم
نگاه همه سمت تو بود.
لینو: ا.ت....
ا.ت: چیشده بهم نمیاد نه باش من برم عوض کنم
لینو: اههه کله شق من کی اینجوری گفتم. تو.... خیلی خشکل شدی دختر
ا.ت: جان من؟
لینو: جان تو
منتظر بودی که بقیه نظر بدن ولی اونا فقد داشتن تورو نگاه میکردن
ا.ت: یااااا واقعا که دلتون کتک میخاد
سونگمینعلی: ا.ت.... خیلی بهت میاد.
جونگین: بینظیر شدی
هان: واو..
چانگبین: خیلی زیبا شدی بانو
فیلیکس: اوهااا خیلی جذاب شدی. برا اولین باره موهاتو باز گذاشتی
ا.ت: اینطوریاس؟
فیلیکس: بخدا
جونگین: هیون تو چرا ساکتی یچیزی بگو
ا.ت: ولش کن آی ان نخاستیم. بعدم چشاتو براش چپ کردی.
ویو هیونجین: اوففف ا.ت اگه یه دختر دیگه بود حسابشو میرسیدم ولی این تویی. همون دختری که عاشقشم. ا.ت ا.ت از دست تو. هوففففف
ا.ت: راستی اینو کی انتخاب کرد؟
لینو به هیون تک نگاهی انداخت و گفت: من انتخاب کردم.
ا.ت: پسررر خیلی خوش سلیقه ای بخدا
لینو لبخند اجباری زد و گفت: ههه که اینطور
ا.ت: خب تموم شد همینه فقد؟
لینو: هوی هوی اکسستوری هاتو انتخاب کن
ا.ت: آها راس میگی. لینو تو انتخاب کن
لینو با تعجب: م.. من؟
ا.ت: آره تو لباسمو انتخاب کردی اینم انتخاب کن دیگه
لینو: باشه تو برو لباستو عوض کن.
رفتی داخل اتاق پرو تا لباس عوض کنی
لینو: هیون بدو بدو بیا انتخاب کن
هیونجین: من چرا؟
لینو: خب تو لباسشو انتخاب کردی باید بدونی چی بهش میاد
هیونجین: آها راس میگی.
هیونجین سریع اکسستوری ها رو انتخاب کرد و بعدشم رفت دور تر وایساد
اومدی بیرون
لینو: بیا این دسبندات، اینم گردنبندت، اینم انگشترات
ا.ت: چقد خشگلن به استایلمم میاد لینوووو زنت چه آدم خوش شانسیه که تو شوهرشی
لینو لبخند فیک زد و گفت: هههه☺
سونگمینعلی: خب خب الان که همه لباس انتخاب کردیم. واسه اون پیرمردو چیکار کنیم؟
ا.ت: باز گفت پیرمرد. نه تو دلت واقعا کتک میخاد
سونگمینعلی: در حال ادا در آوردن برای ا.ت
لینو: یاااااا بس کنین دیگه
ا.ت: باشه بابا. من انتخاب میکنم
آی ان: ا.ت لطفا سریع باش من خسته شدم
ا.ت: آخه کوچولوی من خسته شده. باشه
لباس چانو انتخاب کردین. بعد هم رو به اعضا گفتی: خب امروز مهمون من
لینو: نخیرم
ا.ت: لینو تو که نمیخای کتک بخوری ها🔪🔪🔪
لینو: باشه باشه غلط کردم
بعدم با اعضا رفتین تا کارتتو بکشی که یهو......
ادامه دارد....🎀
چشاتو براش چپ کردیو میخاستی بری که دستتو گرفت و گفت: ا.تتت تو چته مگه من چیکارت کردم؟
ا.ت: تچ.. میگه چرا. هی جناب هوانگ تا نظرتو عوض نکنی همینه که هست
هیونجین: ولی...(حرفشو قطع کردی)
ا.ت: بقیش به من ربطی نداره خود دانی. بعدم رفتی بالا تا آماده بشی.
هیونجین: هوفف دختر از دست تو
ویو ا.ت
یه دوش ۱۰ مینی گرفتم و لباسامو پوشیدمو موهامو شونه کردمو بستمش. ضد آفتابمو زدمو رفتم بیرون
ا.ت: پاشین بریم
جونگین: ا.ت جنی چیزی هستی چقد زود آماده شدی
ا.ت: خب مگه چیه
چانگبین: وایسا ببینم. ا.ت... تو آرایش نمیکنی؟
ا.ت: خب نه زیادم دوس ندارم فقد یه ضد آفتاب میزنم همین بسه
چانگبین: ا.ت تو دختری؟
ا.ت: هرجور راحتی فک کن. بعدشم من خودمم خشگلم😌(خود پسند)
چانگبین: بله درسته .
ا.ت: خب پاشین ببینم تنبلا دیرمون میشه هاا
لینو: خب اول میریم کیک سفارش بدیم
ا.ت: باشه بریم دیگه
لینو: هوی ا.ت همه با ماشین من اومدن
ا.ت: آها پس سه نفرتون با من بیاین چهار نفر دیگه هم باتو. خب فیلیکس و هان و جونگین شماها بامن بیاین
لینو: بقیه هم با من
ا.ت: خب بریم دیگه. درو ببندینا. تو با جونگینو هانو فیلیکس سریع رفتی.
لینو با خودش گفت: خیلی عجیبه ا.ت همیشه هیونم با خودش میبرد ایندفعه چیشد یهو. بگذریم. خب خب بریم دیگه.
*پرش زمانی_ بعد از سفارش کیک*
ا.ت: خب خب لینوی هیونگ الان کجا بریم؟
لینو: مگه سوال داره بریم لباس بخریم. سوار شین بریم
*رسیدین*
ا.ت: خب ازون جایی که هیچ چیزی از برند و لباسای دخترونه نمیدونم شما برام انتخاب کنین.
لینو: پس تو بشین و منتظر باش
ا.ت: باشه
بعد از کلی گشتن، هیونجین یه لباس انتخاب کرد ولی خودش برات نیاورد داد به لینو تا برات بیاره و به لینو هم گفت که بگه اون انتخاب کرده.
لینو: نه تو یکاری کردیا به من نمیگی
هیونجین: حرف نزن فقد کارتو بکن
لینو اومد پیشت.
لینو: ا.ت
ا.ت: چیه؟
لینو: بیا اینو پرو کن ببینم.
ا.ت: باش
رفتی اتاق پرو. لباسو پوشیدی و موهاتو باز کردی و با خودت گفتی: ببینم با موهای باز چجوریه
رفتی بیرون و روبه اعضا گفتی: چطور شدم
نگاه همه سمت تو بود.
لینو: ا.ت....
ا.ت: چیشده بهم نمیاد نه باش من برم عوض کنم
لینو: اههه کله شق من کی اینجوری گفتم. تو.... خیلی خشکل شدی دختر
ا.ت: جان من؟
لینو: جان تو
منتظر بودی که بقیه نظر بدن ولی اونا فقد داشتن تورو نگاه میکردن
ا.ت: یااااا واقعا که دلتون کتک میخاد
سونگمینعلی: ا.ت.... خیلی بهت میاد.
جونگین: بینظیر شدی
هان: واو..
چانگبین: خیلی زیبا شدی بانو
فیلیکس: اوهااا خیلی جذاب شدی. برا اولین باره موهاتو باز گذاشتی
ا.ت: اینطوریاس؟
فیلیکس: بخدا
جونگین: هیون تو چرا ساکتی یچیزی بگو
ا.ت: ولش کن آی ان نخاستیم. بعدم چشاتو براش چپ کردی.
ویو هیونجین: اوففف ا.ت اگه یه دختر دیگه بود حسابشو میرسیدم ولی این تویی. همون دختری که عاشقشم. ا.ت ا.ت از دست تو. هوففففف
ا.ت: راستی اینو کی انتخاب کرد؟
لینو به هیون تک نگاهی انداخت و گفت: من انتخاب کردم.
ا.ت: پسررر خیلی خوش سلیقه ای بخدا
لینو لبخند اجباری زد و گفت: ههه که اینطور
ا.ت: خب تموم شد همینه فقد؟
لینو: هوی هوی اکسستوری هاتو انتخاب کن
ا.ت: آها راس میگی. لینو تو انتخاب کن
لینو با تعجب: م.. من؟
ا.ت: آره تو لباسمو انتخاب کردی اینم انتخاب کن دیگه
لینو: باشه تو برو لباستو عوض کن.
رفتی داخل اتاق پرو تا لباس عوض کنی
لینو: هیون بدو بدو بیا انتخاب کن
هیونجین: من چرا؟
لینو: خب تو لباسشو انتخاب کردی باید بدونی چی بهش میاد
هیونجین: آها راس میگی.
هیونجین سریع اکسستوری ها رو انتخاب کرد و بعدشم رفت دور تر وایساد
اومدی بیرون
لینو: بیا این دسبندات، اینم گردنبندت، اینم انگشترات
ا.ت: چقد خشگلن به استایلمم میاد لینوووو زنت چه آدم خوش شانسیه که تو شوهرشی
لینو لبخند فیک زد و گفت: هههه☺
سونگمینعلی: خب خب الان که همه لباس انتخاب کردیم. واسه اون پیرمردو چیکار کنیم؟
ا.ت: باز گفت پیرمرد. نه تو دلت واقعا کتک میخاد
سونگمینعلی: در حال ادا در آوردن برای ا.ت
لینو: یاااااا بس کنین دیگه
ا.ت: باشه بابا. من انتخاب میکنم
آی ان: ا.ت لطفا سریع باش من خسته شدم
ا.ت: آخه کوچولوی من خسته شده. باشه
لباس چانو انتخاب کردین. بعد هم رو به اعضا گفتی: خب امروز مهمون من
لینو: نخیرم
ا.ت: لینو تو که نمیخای کتک بخوری ها🔪🔪🔪
لینو: باشه باشه غلط کردم
بعدم با اعضا رفتین تا کارتتو بکشی که یهو......
ادامه دارد....🎀
- ۱۱.۷k
- ۲۵ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط