{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریودرخواستی

#سناریودرخواستی

وقتی پسرت ۱۸ سالش شد و از گونه ما رو میبوسه

نامجون : خب به هر حال مامانشی دیگه نمیشه حرفی زد( داره از حسادت میمیره )

جین : او هو پسره بی ادب من تو رو این شکلی ترتیب کردم که بیای عشق من و ببوسی
ا.ت : جین پسر مونه
جین : هر چی

یونگی : ایشون خواب

جیمین: با نگاه های ترسناک به پسرت می‌فهماند که این کار رو نکنه وگرنه جرش میده و پسر هم که میدونه قرار ..... بخوره این کار رو نمیکنه

جیهوپ : کل خونه رو دنبالش میکنه و بعد خودش خسته میشه و فقط میگه خدا ازت نگذره

تهیونگ : حسادت میکنه و اونم میره دخترتون رو میبوسه

جنگکوک : مثل جیمین

#مروا
دیدگاه ها (۰)

#سناریودرخواستی وقتی مافیا و سایکو هستن و عاشق ما میشن ولی م...

#تکپارت.نامجون برای ادامه تحصیل به کره سفر کردم و ۴ ماهی میش...

#سناریو‌درخواستی وقتی ما بازیگریم و مجبوریم یه صحنه رو اجرا ...

#سناریو‌درخواستیوقتی دوست پسر داری و اونا می‌فهمن و تنبیهت م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط