{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشم انتظارت مینشستم

چشم انتظارت مینشستم
وقتی که باد پاییزی
برگها را از تن درختان میتکاند
حالا بدون من
دور از من
چه کسی چشم به راهت نشسته
که اینگونه برنمیگردی
🖤🍁


#hadisehbano💜
دیدگاه ها (۰)

میان همهمه برگ های خشک پاییزیفقط ما مانده ایم که هنوز از بها...

چه بگویم!به گلدان شمعدانے که تشنه ے دستهاے ‌توست به پنجره ے ...

به پرندگان بگو شاخه هایت را فراموش نکنند.پاییز آخرین حرفِ در...

چه بگویم!به گلدان شمعدانے که تشنه ے دستهاے ‌توست به پنجره ے ...

برده عمارت جئون

« 𝖂𝖍𝖊𝖓 𝕳𝖊𝖆𝖗𝖙𝖘 𝕯𝖆𝖓𝖈𝖊𝖉 »« 𝔓𝔞𝔯𝔱~¹ » « ¹³ سپتامر ¹⁸⁹⁴ »باد بهاری...

روزگار، بی‌رحمانه از میان انگشتانم گریخت؛ بی‌آنکه بدانم، بی‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط