چراغی در دست

چراغی در دست
چراغی در دلم.
زنگار روحم را صیقل می زنم
اینه ای برابر اینه ات می گذارم
تا از تو
ابدیتی بسازم
دیدگاه ها (۲)

من نمی‌فهمم چرا هیچ کس نمینویسد از مردهــااز چشم‌ها و شــانه...

حسودی کردن دخترا مثل غیرتی شدن پسراسشاید نهحتما یکم بیشتر

#عاشقانه #قول

نفسِ خشم‌آگینِ مراتُند و بریدهدر آغوش می‌فشاریو من احساس می‌...

پروانه ام پر می زنم دورت بگردمبر شعله ات سَر می زنم دورت بگر...

بوسه زنم بر لب رخسار و دست توکی می برم ز خیال آن نگه می پرس...

بلدم تکیه کنم باز به دیوار خودمیا حصاری بکشم دور و بر غار خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط