{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چون زِ شب نیمی بشُد ،

چون زِ شب نیمی بشُد ،
مستان همه بی خود شدند !
ما بماندیمُ
شبُ شمعُ شرابُ آن نگار . . .
دیدگاه ها (۱)

چه شد در من...؟نمیدانم!فقط دیدم پریشانم!فقط یک لحظه فهمیدمکه...

آنها ڪہ بہ بیدارے خداایمان دارندراحت تر مےخوابد

زِ عشقت بند بندِاین دل "دیوانه" می لرزد !خرابم می کنی اما خر...

از اول هم قرار دریا رفتنمان اشتباه بودهم سلیقه نبودیم، چه زو...

وقت است‌کنیم گریه با همای شمع شب است روز ما همدوریم جدا ز دا...

با رفیق های باوفابا عدو هم پیمان شویدگر ز سرما تشویش دارنددر...

موج گیسویت اگر چشم و دلی خانه کُنَد خَم ابروی تو مُژگان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط