{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرا ببخش

مرا ببخش
که ساده بودنم دلت را زد
مرا ببخش
اگر عشق ورزیدنم چشمانت را بست
می روم
می روم
تا آنان که تواناترند
تو را به اوج بودنت برسانند
رگ غیرتم باد نمی کند
تعصب بیهودست
وقتی
دستت دست غریبه ای را می فشارد
این تو نیستی که مرا از یاد برده ای
این منم که به یادم اجازه نمی دهم
حتی از نزدیکی ذهن تو عبور کند
صحبت از فراموشی نیست
صحبت از لیاقت است
هم دردت بودم
وقتی
دردهایت تمام شد
رفتی
من ماندم
و هزاران درد نا گفته
و خدا شب را خلق کرد
برای گریه کردن
برای بغل کردن یک بالشت
برای گوش کردن آهنگهای قدیمی
برای ذل زدن به تاریکی
برای نخوابیدن
و خاطره ها را مرور کردن
سرد بودن هایم را
اگر بگذاری به حساب تمام گرم بودن هایت با دیگران
بی حساب می شویم
بهانه هایت برای رفتن چه بچگانه بود
چه بی قرار بودی
زودتر بروی
از دلی که
روزی بی اجازه وارد آن شده بودی


poooooof :-\
دیدگاه ها (۱۲)

یکیم نیست بمن بگهارف ؟تو که برا کسی مهم نیستی....پس چرا آنلا...

عشق و جنونروزی همه فضابل و تباهی ها دور هم جمع شدند خسته تر ...

نمی دانم چه مرگش شده!این روزها،هی میلرزدوقتی صبحبا صدایی بید...

این دلنوشته هارا باید گذاشت در ِ کوزهو آبشان را خوردوقتی...ع...

Part:56. #ریاست.عشق𝐓𝐡𝐞.𝐩𝐫𝐞𝐬𝐢𝐝𝐞...

✨ Part ²¹ : تقاصِ ابریشمی ✨ در فضای نیمه‌تاریکِ کابین، تنها ...

نمی خواهم رمانتیک باشم یا با حرف ارام کردن را در حرف هایم بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط