{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مگر نمی‌گویند که هر آدمی

مگر نمی‌گویند که هر آدمی
یک بار عاشق می‌شود ؟
پس چرا هر صبح که چشم‌هات را باز می‌کنی
دل می‌بازم باز ؟
چرا هربار که از کنارم می‌گذری
نفست می‌کشم باز ؟
چرا هربار که می‌خندی
در آغوشت در به در می‌شوم باز ؟
چرا هر بار که تنت را کشف می‌کنم
تکه‌ های لباسم بال درمی‌آورند باز ؟
برای ستایش تو
بهشت جای حقیری ست
با همین دست‌های بی‌قرار
به خدا می‌رسانمت ...


پ.ن:مردم همه تو را به خدا سوگند می‌دهند
اما برای من تو آن همیشه‌ای که خدا را به تو سوگند می‌دهم ..

#از_من_به_همسرم
دیدگاه ها (۳۲)

هر روز مي پرسي که : آيا دوستم داري ؟من ، جاي پاسخ بر نگاهت خ...

تا کجا باید ماند و با "یار" رفت؟ تا کی باید "هم راه" بود؟ در...

شبی آغوش روی ِ سایه ات وا کرده ای هرگز؟خودت را اینهمه دلتنــ...

از من کدبانو در نمی آید، این را در کمال پر رویی همه جا عنوان...

داستان سهراب و پریسا نوسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط