{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شبی آغوش روی ِ سایه ات وا کرده ای هرگز؟

شبی آغوش روی ِ سایه ات وا کرده ای هرگز؟
خودت را اینهمه دلتنـــگ معنا کرده ای هرگز؟

دلت کرده هوای ِ سالهای ِ دور ِ خوشبختی؟
دوباره کفشهای ِ کودکی پا کرده ای هرگز؟

پس از عمری سراغ از خود گرفتن ها از این و آن
خودت را از سفر برگشته پیدا کرده ای هرگز؟

شبیه ِ خود کسی را دیده ای در چارچوب ِ در؟
خودت را تنگ در آغوش ِ خود جا کرده ای هرگز؟

خوشآمد گفته ای با ذوق و لرزیده دلت از شوق؟
بفرمـــا تو و هی این پا و آن پا کرده ای هرگز؟

اتاقی دنج ِ تنهایی، چه خوشحالم که اینجایی
میان ِ گریه هایت جشن برپا کرده ای هرگز؟

تو هم مثل ِ منی انگار، تنها همدمت دیوار
گله از بی وفایی های ِ دنیا کرده ای هرگز؟

شماره داده ای وقت ِ خداحافظ ؟ به زیر لب :
"بیا از این طرفها باز" نجوا کرده ای هرگز؟

به رسم ِ یادگاری، عاشقانه زیر ِ شعرت را
تو هم مانند ِ من با بغض امضا کرده ای هرگز؟!

کنـــــار ِ صندلی ِ خالی و یک زیر سیگاری
دو فنجان چای ِ یخ کرده تماشا کرده ای هرگز؟

شب است و باز باران پشت ِ شیشه ساز رفتن زد
خودت را بدرقه تا صبح ِ فردا کرده ای هرگز؟
دیدگاه ها (۳۴)

مگر نمی‌گویند که هر آدمییک بار عاشق می‌شود ؟پس چرا هر صبح که...

هر روز مي پرسي که : آيا دوستم داري ؟من ، جاي پاسخ بر نگاهت خ...

از من کدبانو در نمی آید، این را در کمال پر رویی همه جا عنوان...

"دلِ تنگ"سرِ خود را مزن اینگونه به سنگدلِ دیوانه‌ی تنهادلِ ت...

𝐏𝐚𝐫𝐭𝟐𝐒𝐧𝐢𝐩𝐞𝐫هیچ زنی هیچ رابط.ه ای هیچ مسکن و سیگاری نمیتونست ...

for me

*birthday night*

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط