{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلنوشته ای درباره آمدن باران درحرم امام رضا علیه السلام

دلنوشته ای درباره آمدن باران درحرم امام رضا علیه السلام

آقای غریبم
شنیدم قطرات باران آنقدرخودشان رابه دیوارها کوبیدند ودخیل بستند که اذن دخولشان دادی
اما پس این اشکهای بارانی من چه؟
تابه کی درحسرت لمس آن ضریح,فرجام تلخ بیهودگی راتجربه کنند مولا؟

دلم گرفته وقتی قصه این باران راشنیدم یاد جدغریب و تشنه ات افتادم
برمن ببخش ک آب,همیشه مرا یاد کربلا و عاشورا میندازد

یا امام رضا
دیدگاه ها (۱)

آقای غریبمشنیدم قطرات باران آنقدرخودشان رابه دیوارها کوبیدند...

آقای غریبمشنیدم قطرات باران آنقدرخودشان رابه دیوارها کوبیدند...

آقای غریبمشنیدم قطرات باران آنقدرخودشان رابه دیوارها کوبیدند...

شوق من چندین برابر میشود با دیدنتوای من دیوانه‌ام، دیوانه‌ی ...

عصر بارانی و دل در حسرتِ دیدار توستکوچه‌ها خاموش و چشمم خیره...

عزیز البریهی

دانلود کتاب کوفیان - نویسنده امین فقیری

#ابر می‌بارد و من می‌شوم از #یار جداچون کنم #دل به چنین روز ...

دانلود مجله دختران و پسران - شماره 660 - 31 مرداد 1350

تاتاکاعه واکانه نای

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط