{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

استاد دکتر شفیعی کدکنی در دانشگاه تهران که میگفت :

استاد دکتر شفیعی کدکنی در دانشگاه تهران که میگفت :
زن زیباست ...
چه آن زمان که از فرط خستگی چهره اش درهم است...
چه آن زمان که خود را می آراید از پس همه خستگیهایش...
چه آن زمان که فریاد میزند بر سرت ...
وتو فقط حرکت لبهایش را میبینی ...
چه آن زمان که کودکی جانش را به لبانش رسانده ودست بر پیشانی زده و لبخند میزند ...
زن زیباست آن زمانی که خسته از تهمتها ونابرابری ها باز فراموشش نمیشود ؛
مادر ست ،همسر ست،
راحت جان است ...
زن زیباست ...زمانیکه لطافت جسم و روحش را توامان درک کردی ...
زمانیکه خرامیدنش را بین بازوانت فهمیدی ...
زمانیکه نداشته هایش را به حساب ضعفش نگذاشتی
آری زن زیباست ....
تقدیم به زنان سرزمینم
دیدگاه ها (۶)

کلافه ام از حس ناسپاس بودنم"وقتی که دیدم پسرمعلول خطاب به آف...

هر روز که بیدار میشوم ،می بینم هنوز امروز است ؛و فردا نیامده...

از دریا آموختم غرقش کنم هر کس که از حدش گذشت....

دقت کردین تا تو زندگیمون یه روزنه ی امید پیدا میشه یه پطروس ...

استاد دکتر شفیعی کدکنی در دانشگاه تهران میگفت :زن زیباست .....

زن زیباست...چه آن زمان که از فرط خستگی چهره اش در هم است..چه...

از دکتر شفیعی کدکنی زن زیبـاســت .... زن زیبـاســت ... چه آن...

خاطره ای از استاد دکتر شفیعی کدکنی در دانشگاه تهران که می گف...

خاطره ای از استاد دکتر شفیعی کدکنی در دانشگاه تهران که می گف...

خاطره ای از استاد دکتر شفیعی کدکنی در دانشگاه تهران که می گف...

خاطره ای از استاد دکتر شفیعی کدکنی در دانشگاه تهران که می گف...

خاطره ای از استاد دکتر شفیعی کدکنی در دانشگاه تهران:زن زیبـا...

خاطره ای از استاد دکتر شفیعی کدکنی در دانشگاه تهران که می گف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط