{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}



و من،
در طلوع گل یاسی
از پشت انگشت‌های تو
بیدار خواهم شد
و آن وقت
حکایت کن از بمب‌هایی که
من خواب بودم و افتاد
حکایت کن از گونه‌هایی که
من خواب بودم و تر شد...

#سهراب_سپهری
دیدگاه ها (۴)

‌سبزه ها در بهار می رقصند،من در کنار تو به آرامش می رسمو آنج...

‌تادوست داری امتا دوست دارمتتا اشک مابه گونه ی هم می چکد زِ ...

‌باغبان مژده ی گل می شنوم از چمنت قاصدک کو که سلامی برساند ز...

‌ای جان و جهان، تو را ز جان می‌طلبمسرگشته تو را گرد جهان می‌...

پس از ان همه شیطان را مقصر دانستنداما آن لیوان ها توسط تو چی...

{عشق یا انتقام؟...}part:9جونگ‌کوک:و..ولم کن!(گریه)تهیونگ:جون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط