{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دل سپردم به تو ای دلبر شیرین سخنم

دل سپردم به تو ای دلبر شیرین سخنم
تا که آغوش پراحساس  تو باشد وطنم

مثل باران بزنی بر تن خشکیده ی من
تا که سرسبز شود شاخه ی خشکی که منم

حال من با تو خوش و حس دلم رویایی ست
جز تو و عشق تو ای یار دگر دم نزنم

خسته از زندگی و همهمه بودم عمری
تو شدی باعث آرامش وشیدا شدنم

از تب عشق تو اینگونه غزلخوان شده ام
تشنه ی دست نوازشگر عشق است تنم
دیدگاه ها (۱)

دل سپردم به تو ای دلبر شیرین سخنم تا که آغوش پراحساس  تو باش...

تو مپندار که من فکر تنمنگران سرطان وطنماو که بیمار شود ما هم...

❤❤❤❤❤❤❤❤❤ای تو ، ای دلبرشیرین سُخنـمبا تو ، دل از همـه عالم ...

گل خشکیده بر نگه سرد من به گرمی خورشید می نگرد هر زمان دو چ...

رفتی رها نکرده دگر چشم تر مرااز خود گذاشتی پس از آن بی خ...

مهربانا! عاشقانه سر بنه بر دامنمتا که مدهوشت کند عطرِ گُل پی...

وطنم ای شکوه پا بر جا در دل التهاب دوران ها کشور روزهای دشوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط