همسایۀ صبر خواهرش بود حسن

همسایۀ صبر خواهرش بود حسن
دنبالۀ زخم مادرش بود حسن
یک کوزه پر از سم، لب افطار خدا
لب تشنه‌تر از برادرش بود حسن

شاعر: #ایوب_پرندآور
دیدگاه ها (۲)

اوسیه شیطان کشم (والا خودم ازش خیلی خوشم میاد)

مرغ دلم در حـــرم قم نشست روی لب از شوق تبسم نشست رد شدم ا...

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

{محکوم به لمس } part ۴ 杂交种 لی آرو با غیض دستش را عقب کشید و...

🍒🍃چیست دریا؟چشم پر اشک زمیندر نگاهش آرزویی ته نشین آرزوی پا ...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿ظلم است مرهم لطف از ما دریغ کردنچون د...

نام نام اوسی شیطان کش ساختمممممممم سایورا بی‌شعور پدرم درومد...

نقد فیلم کوتاه «چنج»

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿دست بردار ، برو ! پرسه نزن دور و برمم...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿کوه ازین قصه ی پر غصه به فریاد آمد  آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط