{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من نمیتونم وقتی میبینمت مثه حافظ و مولانا برات شعر عاشقانه بگم


من نمیتونم وقتی میبینمت مثه حافظ و مولانا برات شعرِ عاشقانه بگم !
نمیتونم با کلماتِ قلمبه و سلمبه
قربون صدقت برم ؛
من فقط بلدم عین دیوونه ها زل بزنم بهت ،
دستاتو محکم بگیرم ؛
تویِ بغلم مچالت کنم
تو بگی دوستَت دارم
و من ...بمیــــرَم ..
دیدگاه ها (۱)

تو ماه را نشانه می‌گیریمن خیره به دست‌هایتتمام شب را بغض می‌...

مي خوامت...!!ولي.....!!خيلي خيلي دوري...!!نه دستم به دستات م...

بگشای لب که قن‍د فراوانم آرزوسـت ...

"امشب؛تمام حوصله ام را جمع كرده ام"به تكرار نام تو..."دل تنگ...

P27🍯&اوم خیلی خوشمزه شده-نوش جونت&بابا شما نمیخورین-نه دخترم...

love Between the Tides⁴²دستم گذاشتم رو ی صورتم و گریه میکردم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط