{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P

P10

ماهم برگشتیم تا وسایل هامون رو جمع کنیم .
رفتیم تو
0 چیکارتون داشتن
؟گفتن که برامون اتاق جور کردن
ـیعنی باید برین
!اره
، لاقل شمارتونو بدین که با هم در ارتباط باشیم داشت بهمون خوش می گذشت
0راس میگه
. باشه
شماره هامون رو رد و بدل کردیم و وسایلامونو جمع کردیم موقع خواب بود که هانا بهم گفت
؟ توی هزار تو وای هنوز به فکرشم
.چی شده مگه
؟بنظرت چرا ازم شماره گرفت
.کییی
؟سونگ کانگ دیگه
.چیی
؟ بنظرت چرا ؟
همون موقع سونگ کانگ بهش پیام داد و رفت تو اتاق
تو فک بودم که دیدم اون وو پیام داده و گفته بیا جلوی دانشگاه لباس پوشیدم و رفتم جایی که گفته بود اونجا منتظرم بود
.سلام
،سلام خوبی
.ممنون کارم داشتی
، خب توی هزار تو حرفت ناتموم موند
.آها راس میگی. خب می بریم
، چیی یعنی الان قبول کردی
.اره
،خب پس امشب نه نه فردا شب خوبه
. اره اره خوبه فردا ساعت ۵
،اره عالیه
.😅😅
، چرا می خندید
. چون بامزه ای
،ممنون
.بیا بریم بالا
، باشه بریم
دیدگاه ها (۱)

P11رفتم تو اتاق که دیدم دوهی تو گیشه یواشکی رفتم و گوشیش رو ...

P12ساعت ۲ برگشتیم و ناهار خوردیم بعد ساعت ۴ رفتم حموم و بعد ...

P9من یک شیشه نوشابه ورداشتیم و چرخوندم که به جی هوپ و دوهی ا...

P8شروع کردیم به راه رفتن که بعد نیم ساعت خیلی خسته شدم ‌.میش...

Part:7. #ریاست.عشقکه جونگکوک کتشو...

از شرم خلاص نمیشی … p27

دو پارتی فلیکسوقتی دعواتون شده بود و....پارت۲+امشب میخوام ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط