{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی بیایی سینه را ، خانه تکانی می کنم

وقتی بیایی سینه را ، خانه تکانی می کنم
رنگ تمام پرده‌ها را آسمانی می کنم
وقتی بیایی روز وشب چون کودکان نو سخن
باذوق ،دردنیای توشیرین زبانی میکنم
آنقدرخیره مانده ام برعکس‌های کهنه ات
انگاردارم قاب‌هاراهم روانی میکنم
طاقت نمی آرم کسی آیینه ات رابشکند
باقیل وقال سنگ‌هاهی مهربانی میکنم
من باتمام واژه‌هااتمام حجت کرده ام
شعرتورا...شورتورا...روزی جهانی می‌کنم
یک جای دنیاشعرباهم آشتی‌مان میدهد
آنوقت هرشب درهوایت شعرخوانی می کنم
دیگرچه فرقی میکندمن پیرباشم یاجوان
وقتی توباشی تاآخر دنیاجوانی میکنم
دیدگاه ها (۵۹)

هزار درد مرا عاشقانه درمان باشهزار راه مرا ای یگانه پایان با...

چقدر مثل خودم ساده بود و عاشق بودمسیر دلهره اش، جاده بود و ع...

عاقبت با یک غزل او را هوایی میکنمبعد عاشق کردنش خود را فدایی...

مثل کوهیم و از این فاصله هامان چه غم استلذت عشق من و تو نرسی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط