{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من همون جزیره بودم خاکی و صمیمی و گرم واسه عشق بازی موجا

من همون جزیره بودم خاکی و صمیمی و گرم واسه عشق بازی موجا قامتم یه بستر نرم یه عزیز دردونه بودم پیش چشم خیس موجا یه نگین سبز خالص روی انگشتر دریا تا که یکروز تو رسیدی توی قلبم پا گذاشی غصه های عاشقی رو تو وجودم جا گذاشتی زیر رگبار نگاهت دلم انگار زیرو رو شد برای داشتن عشقت همه جونم آرزو شد تا نفس کشیدی انگار نفسم برید تو سینه ابرو بادو دریا گفتن حس عاشقی همینه اومدی تو سرنوشتم بی بهونه پا گذاشتی اما تا قایقی اومد از منو دلم گذشتی رفتی با قایق عشقت سوی روشنی فردا منو دل اما نشستیم چشم براهت لب دریا دیگه رو خاک وجودم نه گلی هست نه درختی لحظه های بی تو بودن میگذره اما به سختی دل تنها و غریبم داره این گوشه میمیره اما حتی وقت مردن باز سراغتو میگیره میرسه روزی که دیگه غرق دریا میشه خونم اما توی دریای عشقت باز یه گوشه ای میمونم
دیدگاه ها (۱)

دوستان من

من دخترم..ﻫﻤﺎﻥ ﺿﻌﯿﻔﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺑﻮﯼ ﺗﻨﺶ ﻣﺮﺩﺍﻧﮕﯿﺖ ﺭﺍ ﺯﯾﺮ ﺳﻮﺍﻝ ﻣﯽ ﺑ...

سخت ترین دو راهیدوراهی بین فراموش کردن و انتظار استگاهی کامل...

همین فقط.مرسی

ماه من .. پارت : ۲

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۱۳: آرامشِ سمیصدایِ بسته شدنِ در، ...

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

زیبای کوچک فریبکار

^فیک جونگکوک^(پارت؟)

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

اعتیاد من بهت.

پارت ۵۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط