Name My many years of lov
Name: My many years of lov
Part:①②
&مثل همیشه زیبایی دخترم... ما دخترمون رو همین جوری هم بگی بهت میدیم نیازی نیست بدزدیش
~من نمیدمش بهت جنگکوک خودتم بکشی نمیدمش بهت
☆مامان مجبورین برین
&^دخترم ما نمیخوایم که شوهر هامون با منشی هاشون تنها بمونن
☆♡آها پس از این قراره
بعد کلی حرف رفتن فرودگاه
ویو میونگ
رفتیم فرودگاه باهم کلی حرف زدیم که یهو عمو و بابام چند تا کارت اوردن دوتا دست بابام بود و دوتا دست عمو
=دخترم میونگ این کارت برای تو تا وقتی نیستیم از این استفاده کن کلی پول داخلشه و برای تهیونگ هم این کارت داخل این کارتم کلی پوله هر روز هم براتون پول میزنم
$همه حرف های من رو عموتون زد بیاید اینم کارت هاتون
ویو رفتن پدر و مادر ها
☆من جایی کار دارم شما ها برید
♡میشه منم باهات بیام
☆البته
-~پس ما هم میایم
☆فقط دخترا
-~تا وقتی بابا رفته ما مواظبتون هستیم
☆وای بس کن(یکم با صدای بلند)
~همین که هست
ویو میونگ
داشتم باهاش حرف میزدم که یهو دوتا دختر جیغ زدن و اومدن سمتم
•واییییی باورم نمیشه دیدمت واقعا خودتی میونگ
☆خودمم و شما (با لبخند و مهربونی گفت)
•من یکی از طرفدار های پر و پا قرصتم
☆واقعا نمیدونستم همچین طرفدار خوشگلی دارم (با مهربونی)
•اونی میشه بگی این دوتا اوپا جذاب چیکارتن و همین طور این دختر خوشگله
☆ا.. ا. چیزه این دختر عموم هست اسمش نیونگه و این یکی برادرش هست اسمش جنگکوکه و این یکی بردار خودمه اسمش تهیونگه
•خیلی شناس داری از اینکه خیلی معروفی و از اینکه خوشگلی و از اینکه این ستا خوشگل رو داری
☆مرسی (با لبخند)
•او اونی من باید برم خداحافظ
☆خداحافظ
♡وای میونگ اصلا امنیت نداری دختر هر لحظه ممکنه طرفدار هات روت حمله ور بشن
☆هه.. هه
~هه به من گفت جذاب
-به منم گفت خب که چی
Part:①②
&مثل همیشه زیبایی دخترم... ما دخترمون رو همین جوری هم بگی بهت میدیم نیازی نیست بدزدیش
~من نمیدمش بهت جنگکوک خودتم بکشی نمیدمش بهت
☆مامان مجبورین برین
&^دخترم ما نمیخوایم که شوهر هامون با منشی هاشون تنها بمونن
☆♡آها پس از این قراره
بعد کلی حرف رفتن فرودگاه
ویو میونگ
رفتیم فرودگاه باهم کلی حرف زدیم که یهو عمو و بابام چند تا کارت اوردن دوتا دست بابام بود و دوتا دست عمو
=دخترم میونگ این کارت برای تو تا وقتی نیستیم از این استفاده کن کلی پول داخلشه و برای تهیونگ هم این کارت داخل این کارتم کلی پوله هر روز هم براتون پول میزنم
$همه حرف های من رو عموتون زد بیاید اینم کارت هاتون
ویو رفتن پدر و مادر ها
☆من جایی کار دارم شما ها برید
♡میشه منم باهات بیام
☆البته
-~پس ما هم میایم
☆فقط دخترا
-~تا وقتی بابا رفته ما مواظبتون هستیم
☆وای بس کن(یکم با صدای بلند)
~همین که هست
ویو میونگ
داشتم باهاش حرف میزدم که یهو دوتا دختر جیغ زدن و اومدن سمتم
•واییییی باورم نمیشه دیدمت واقعا خودتی میونگ
☆خودمم و شما (با لبخند و مهربونی گفت)
•من یکی از طرفدار های پر و پا قرصتم
☆واقعا نمیدونستم همچین طرفدار خوشگلی دارم (با مهربونی)
•اونی میشه بگی این دوتا اوپا جذاب چیکارتن و همین طور این دختر خوشگله
☆ا.. ا. چیزه این دختر عموم هست اسمش نیونگه و این یکی برادرش هست اسمش جنگکوکه و این یکی بردار خودمه اسمش تهیونگه
•خیلی شناس داری از اینکه خیلی معروفی و از اینکه خوشگلی و از اینکه این ستا خوشگل رو داری
☆مرسی (با لبخند)
•او اونی من باید برم خداحافظ
☆خداحافظ
♡وای میونگ اصلا امنیت نداری دختر هر لحظه ممکنه طرفدار هات روت حمله ور بشن
☆هه.. هه
~هه به من گفت جذاب
-به منم گفت خب که چی
- ۳.۹k
- ۱۸ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط