CHAPTER MY LITTLE DEER
CHAPTER 7 ☆MY LITTLE DEER☆
_ویو مین
چرا اون دوتا میخوان بریم بیرون؟بعد از اینکه فقط یک بار هم رو دیدیم؟امیدوارم فکر بدی توی سرشون نباشه.
رفتم سمت کمد لباسم و یه لباس قشنگ پوشیدم(عکسشو میزارم)رفتم موهامو درست کردم و خیلی کم میکاپ کردم.
از اتاق رفتم بیرون.
ایزانا:کجا با این همه عجله؟
مین:بیرون
ایزانا:با کی
مین:با دوستام
ایزانا:کیا هستن
مین:ایزانا ولم کن تو رو خدا. انقدر مسخره بازی در نیار
مایکی:کجا میخوای بری مین؟
مین با اخم میگه:فقط میخوام برم بیرون.یک هفتست که نمیزارید هیجا برم.انگار منو گروگان گرفتید. بسه دیگه خستم کردید
مین به سمت در میره و شینچیرو میگه: قبل ساعت هشت خونه باش
مین: خواب دیدی خیره
_ویو میمی(من)
از خونه خارج میشه یکم از خونشون فاصله میگیره ران و ریندو میبینه
با لبخند براشون دست تکون میده و میره سمتشون
ران: خوشگل شدی
گونه های مین سرخ میشه و میگه:مگه قبلاً زشت بودم
ریندو:خوشگلتر شدی
رین کمی میخنده و میگه:خب کجا بریم؟
ران:کافه؟شهر بازی؟
به عنوان اولین قرار یکم کلیشه ای نیست؟
ریندو:تو بگو کجا بریم
مین:بریم سینما؟این هم کلیشه آیه اما گزینه خوبیه. تازه یک فیلم جدید هم اومده
ران:بریم
راه افتادید سمت سینما و توی راه ران و ریندو کلی مسخره بازی درآوردن و کلی خندیدن. بلاخره رسیدید و بلیطا و خوراکی ها رو گرفتید و رفتید نشستید.(مین بین ران و ریندو نشست) فیلم خیلی جالبی بود. تقریبا چهل از فیلم گذشته بود که صحنه هاش شروع شد. ران و ریندو سرجاشون یکم تکون خوردن و سعی میکردم برآمدگی شلوارشون رو مخفی کنن
ریندو با صدای گرفته گفت:گفتی اسم فیلم چی بود
مین با گونه های سرخ:the housemaid (بچه ها فیلمه واقعا خیلی صحنه داره بشینید ببینید)
ران دستش رو میزاره روی رون مین و ریندو هم بازوش رو میزاره پشت گردن مین. مین کم کم داشت به گرایشش شک میکرد. اون مگه سنجو رو دوست نداشت؟ پس چرا با لمس ساده اونها قلبش انقدر به تپش افتاد؟چرا حس میکرد شورتش خیس شده؟نکنه علاقه ای که به سنجو داشت فقط یک کنجکاوی در مورد همجنسش بود؟
مین:حالتون خوبه؟
ران و ریندو:نه
مین:من هم همینطور...
هر سه تاشون بهم نگاه میکنن
مین:اما من هنوز باکرم... و تجربه ای ندارم...اما... میخوام انجامش بدم...با شما دوتا
ران:مطمئنی؟
ریندو:نمیخوایم بهت فشار بیاریم.
مین:میترسم...اما میخوام انجامش بدیم
ران:پس امشب رو برات یک شب خاص میکنیم
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
خب ببینید قراره یه اتفاقاتی بیوفته تو دوتا پارت بعدی
امشب هردوتا رو میدم🎀🐥
_ویو مین
چرا اون دوتا میخوان بریم بیرون؟بعد از اینکه فقط یک بار هم رو دیدیم؟امیدوارم فکر بدی توی سرشون نباشه.
رفتم سمت کمد لباسم و یه لباس قشنگ پوشیدم(عکسشو میزارم)رفتم موهامو درست کردم و خیلی کم میکاپ کردم.
از اتاق رفتم بیرون.
ایزانا:کجا با این همه عجله؟
مین:بیرون
ایزانا:با کی
مین:با دوستام
ایزانا:کیا هستن
مین:ایزانا ولم کن تو رو خدا. انقدر مسخره بازی در نیار
مایکی:کجا میخوای بری مین؟
مین با اخم میگه:فقط میخوام برم بیرون.یک هفتست که نمیزارید هیجا برم.انگار منو گروگان گرفتید. بسه دیگه خستم کردید
مین به سمت در میره و شینچیرو میگه: قبل ساعت هشت خونه باش
مین: خواب دیدی خیره
_ویو میمی(من)
از خونه خارج میشه یکم از خونشون فاصله میگیره ران و ریندو میبینه
با لبخند براشون دست تکون میده و میره سمتشون
ران: خوشگل شدی
گونه های مین سرخ میشه و میگه:مگه قبلاً زشت بودم
ریندو:خوشگلتر شدی
رین کمی میخنده و میگه:خب کجا بریم؟
ران:کافه؟شهر بازی؟
به عنوان اولین قرار یکم کلیشه ای نیست؟
ریندو:تو بگو کجا بریم
مین:بریم سینما؟این هم کلیشه آیه اما گزینه خوبیه. تازه یک فیلم جدید هم اومده
ران:بریم
راه افتادید سمت سینما و توی راه ران و ریندو کلی مسخره بازی درآوردن و کلی خندیدن. بلاخره رسیدید و بلیطا و خوراکی ها رو گرفتید و رفتید نشستید.(مین بین ران و ریندو نشست) فیلم خیلی جالبی بود. تقریبا چهل از فیلم گذشته بود که صحنه هاش شروع شد. ران و ریندو سرجاشون یکم تکون خوردن و سعی میکردم برآمدگی شلوارشون رو مخفی کنن
ریندو با صدای گرفته گفت:گفتی اسم فیلم چی بود
مین با گونه های سرخ:the housemaid (بچه ها فیلمه واقعا خیلی صحنه داره بشینید ببینید)
ران دستش رو میزاره روی رون مین و ریندو هم بازوش رو میزاره پشت گردن مین. مین کم کم داشت به گرایشش شک میکرد. اون مگه سنجو رو دوست نداشت؟ پس چرا با لمس ساده اونها قلبش انقدر به تپش افتاد؟چرا حس میکرد شورتش خیس شده؟نکنه علاقه ای که به سنجو داشت فقط یک کنجکاوی در مورد همجنسش بود؟
مین:حالتون خوبه؟
ران و ریندو:نه
مین:من هم همینطور...
هر سه تاشون بهم نگاه میکنن
مین:اما من هنوز باکرم... و تجربه ای ندارم...اما... میخوام انجامش بدم...با شما دوتا
ران:مطمئنی؟
ریندو:نمیخوایم بهت فشار بیاریم.
مین:میترسم...اما میخوام انجامش بدیم
ران:پس امشب رو برات یک شب خاص میکنیم
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
خب ببینید قراره یه اتفاقاتی بیوفته تو دوتا پارت بعدی
امشب هردوتا رو میدم🎀🐥
- ۷۸۸
- ۰۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط