{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

CHAPTER MY LITTLE DEER

CHAPTER 6 ☆MY LITTLE DEER☆
_ویو ران
دختر خیلی بامزه ایه. ازش خوشم اومد. همه میگن خیلی قوی اما مثل یه بچه دو ساله بهم چسبیده. دلم میخواد بیشتر باهاش آشنا بشم اما... برادراش به مانع بزرگن.
_ویو ریندو
خیلییی بوی خوبی میداد دختره. دلم می‌خواست سرمو فرو کنم تو گردنشو یه دل سیر بوش کنم. خیلی هم خوشگل و بامزه بود. یه نگاه به ران انداختم اونم بهم نگاه کرد. هردو داشتیم به یه چیز فکر می‌کردیم. قراره این دختر رو مال خودمون کنیم
_ویو مین
مین:ببخشید ران سان، میشه منو بزارید زمین؟تا خونه ما راه طولانیه. ممکنه اذیت بشید
ران:بزارم زمین؟عمرا. پاهات زخمیه و خیلی خسته ای.
ریندو:انقدر خجالتی نباش کوچولو. میرسونیمت خونه
مین زیر لب:من کوچولو نیستم.
چند دقیقه بعد مین میگه:چطور لطفتون رو جبران کنم؟
ریندو:نیازی نیست. برادرت گفته که دنبالت بگردیم.
مین:یعنی اگه برادرم نمی‌گفت من رو نمیرسوندید خونم؟
ران:.....
ریندو.....پس شمارتو بده
مین:ها؟
ریندو:شماره بده
مین با گونه های سرخ میگه:از جونت سیر شدی؟برادرهام بفهمن کلتو میکنن.
ران:نیازی نیست بفهمن
مین کمی مکث میکنه و بعد شمارشو میگه
ده دقیقه بعد بلاخره میرسن به خونه مین.
مین از کول ران پایین میاد
مین:ببخشید که به زحمت افتادید.
ران:اصلا حرفش رو هم نزن. به جاش شماره یه دختر خوشگلو به دست آوردیم
گونه های مین سرخ تر میشه. انگار داشتن به یه گوجه نگاه میکردن.
مین که روشو برمی‌گردونه سانزو رو میبینه. سانزو با دو میاد سمت مین و بغلش میکنه:هعی هعی کجا بودی تو دختر؟میدونی چقدر نگرانت بودم؟
مین:سانزو خفم کردی.
سانزو مین رو ول میکنه و به ران و ریندو نگاه میکنه:شما دوتا که کاری باهاش نکردید
ریندو:باید جواب پس بدیم عوضی
سانزو خواست ادامه بده که مین گفت:بسه دیگه.
_یک هفته بعد
همه چیز به روال عادی برگشته بود اما مایکی و ایزانا و شینچیرو سر اما و مین بیشتر سختگیری میکردن. تا یه روز که ریندو بلاخره به مین زنگ میزنه
ریندو:سلام مین چان. حالت خوبه؟ منو ران میخواستیم بدونیم که امروز باهامون میای بیرون؟
مین:عو سلام ریندو سان. بریم بیرون؟ مثل یه قرار؟
ریندو:آره... فکر کنم اره این یه قراره. میای؟
مین کمی مکث میکنه و میگه باشه ساعت شیش خوبه؟
ریندو: باشه میایم دنبالت
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
اینم پارت جدیددددد
شرط پارت بعدی هم ۱۵ لایک🤓🎀
دیدگاه ها (۱۸)

بچهها هاااا کمک میخواممممم

بچه ها برای ادامه سناریو به ایده و کمک نیاز دارم🐥

CHAPTER ۵ ☆MY LITTLE DEER☆_ویو مایکیتقریبا هرجا که ممکن بود ...

CHAPTER 4 ☆MY LITTLE DEER☆_ویو مینبا سردرد وحشتناکی از خواب ...

پارت نمیدونم چند ......ا/ت از اتاق ریندو میره پیش سانزو و با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط