زمان گذشت

زمان گذشت
و شب
روے شاخہ‌هاے لختِ اقاقے افتاد
شب
پشتِ شیشہ‌هاے #پنجره سُر مے‌خورد
و با زبانِ سردش
تَہ مانده‌هاے #روزِ رفتہ را
بہ #درون مےڪشید،،،

من از ڪجا مے‌آیم ؟
من از ڪجا مے‌آیم ؟
ڪه این چنین
بہ بوے شب آغشتہ‌ام ... ؟!!

#فروغ_فرخزاد
دیدگاه ها (۱)

پدرم نیست ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p74دختر چندتا گل خشک‌شده رو از روی مسیر ...

پارت ۵۱شبِ حراجی، عمارتِ کیم در سکوتی وهم‌آلود فرو رفته بود....

پارت ۴۰

╭─────────────── ✈️ ───────────────╮✦ پارت ۹۰ | وقتی آت رفت....

پارت پانزدهم سبز یشمی زیر بارانصبح با صدای باران شروع شد.نه ...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🍒🖤پارت ۲۲: رقصِ گیلاس‌هایِ سیاه زیر...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ⁸ویو جیهوپنور چراغ‌های ز...

داستان دختر برفی

رمان انتقام ازدواج کامل

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط