{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای اشک، آهسته بریز که غم زیاد است

ای اشک، آهسته بریز که غم زیاد است
ای شمع ، آهسته بسوز که شب دراز است

امروز کسی محرم اسرار کسی نیست
ما تجربه کردیم، کسی یار کسی نیست

شمس_تبریزی
دیدگاه ها (۱)

در شبِ کوچک من؛دلهره‌ی ویرانی‌ستگوش کن!وزشِ ظلمت را می‌شنوی؟...

ناگزیر از سفرم، بی سر و سامان چون «باد»به «گرفتار رهایی» نتو...

زمان گذشت و شبروے شاخہ‌هاے لختِ اقاقے افتادشبپشتِ شیشہ‌هاے #...

بی هیچ سوالی و جوابی بغلم کنخسته تر از آنم که بگویم به چه عل...

آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت

کس نیست در این گوشه فراموش‌تر از منوز گوشه‌نشینان تو خاموش‌ت...

زندگی رسم خوشایندی است زندگی بال و پری دارد به وسعت مرگ پرشی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط